خلاصه زیر گروه اساسی در مباحث حکومت ها
بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه 1 و 2 ترم بهار سال 89 زیر گروه حقوق اساسی تشکیل شد با حضور آقایان و خانم ها:اکبرزاده،اهورایی،جعفر،سلیمانی،عزیزی،محمدی
موضوع جلسات:چرا حکومت جمعی(دموکراسی)،چرا حکومت غیر جمعی(الهی)؟
البته شاید عنوان جلسات دقیق نبود چون بنا بر برخی نظرات حکومت الهی همان حکومت جمعی است.
در ذیل مطالبی به طور خلاصه از هر دو جلسه دکر می شود:
جلسه اول ابتدا با یک پیش فرض آغاز شد مبنی بر اینکه انسان صاحب اختیار است ،حال این اختیار او در چه جایی مقید می شود،چه کسی حق تقیید آن را دارد؟
اختلاف نظر از اینجا شروع می شود که انسان تا کجا صاحب اختیار است که بحث به مبحث تعیین سرنوشت جمعی رسید در اینجا اختلافاتی پیش می آید که مطرح می شود.
معتقدان به حق تعیین سرنوشت جمعی برای انسان بر این باورند که:کسی که می گوید انسان حقی در تعیین سرنوشت (جمعی و فردی)ندارد باید دلیل بیاورد چراکه آن شخص خودش انتخاب کرده که دیگران انتخاب نکنند «ادعای منع استفاده از اراده نیازمند دلیل است» به همین خاطر عقیده دارند که صاحب اختیار بودن انسان با تولد او شکل می گیرد و قابل سلب نیست و گوهر وجودی اوست و اگر از او گرفته شود تقریبا با حیوان تفاوتی ندارد
در اینجا عده ای که اعتقادی به عوالم ما واءالطبیعه ندارند به طریق اولی شخص منصوب از طرف خدا را به رسمیت نمی شناسند و معمولا حکومت دموکراتیک را می پسندند و همچنین هستند افرادی که به آن عوالم معتقدند اما هیچ دلیلی از طرف خداوند برای چگونگی شکل حکومت نیافته اند این دو دسته با هم همداستانند و انسان را در تعیین سرنوشت جمعی محق می دانند(معتقدان به حق تعیین سر نوشت جمعی، برای تک تک افراد جامعه، در تمامی ادیان و مذاهب یافت می شوند. برای آشنایی با نظرات اسلامی ر.ک به کدیور،محسن.نظریه های دولت در فقه شیعه)
اما عده ای هم هستند که انسان را در این زمینه صاحب حق نمی دانند و حکومت سیاسی را حق خداوند می دانند که به شخص منصوب از طرف خداوند می رسد و "انسان به ما هو انسان"را دارای حق تعیین سرنوشت جمعی نمی دانند (معمولا پیامبران دارای این حق هستند) و با استناد به برخی ادله عقلی و نقلی به تبیین و اثبات نظریه خود می پردازند.
چون مخاطبان محترم معمولا بیشتر با نظرات حکومت جمعی آشنا هستند بیشتر به تشریح نظرات حکومت فردی(الهی) می پردازیم و در ذیل بیان به برخی ادلّه می پردازیم:
در آیه ای از قرآن کریم آمده که«ان تنازعتم فی شیء فردوه الی النبی..»اگر در امری منازعه کردید قضاوت آن را به پیامبر بسپارید،در اینجا مطرح می شود که آیا اگر محکوم علیه زیر بار حکم نرفت پیامبر وسیله ای بجز قدرت حکومتی برای اجبار محکومٌ علیه به قبول حکم دارد یا خیر؟و از این موضوع نتیجه می گیرند که قدرت اجرایی از استلزامات قضاوت است و در نتیجه حکومت از آن پیامبر لازمه قضاوت معصوم است
و یا در مباحث عقلی مطرح می کنند که آیا فردی صالح تر از معصوم برای اقامه حکومت وجود دارد با توجه به اینکه تئوریسین های نظریه های دموکراسی و طرفداران آنها اذعان دارند که دموکراسی دیکتاتوری اکثریت است و از آن به عنوان ظلم حداقل یاد می کنند(البته منظور از ظلم حد اقل این است که هر چه غیر از دموکراسی باشد ظلم بیشتر است).طبق این نظر اعلام می دارند که وقتی می شود حکومت را به دست سیستمی سپرد که ظلم حاکم آن به اندازه سر سوزنی نیست چرا تن به ظلم حد اقل(نظام دموکراتیک) دهیم؟
چون به دریا می توانی راه یافت
سوی یک شبنم چرا باید شتافت؟
در استدلال فوق موافقان با این نظر نیازمند اثبات برخی مسائل مثل عصمت مطلقه هستند در ضمن با فرض اثبات این موضوع چگونگی تسری این امر به فقهای مسلمان نیازمند تشریح و تبیین است چرا که اختیار مطلق نیازمند عصمت مطلقه است(که طبق نظر فقهای شیعه اثنی عشر منحصر در پیامبران و 13 معصوم است) .در اینجا دامنه اختلافات میان فقها و صاحب نظران اسلامی افزایش می یابد چراکه عده ای از فقها مثل شیخ انصاری،آیت الله خویی،آیت الله اراکی و.... به هیچ وجه برای فقیه اختیاری در تشکیل حکومت قائل نیستند و عده ای ازجمله:میرزای نائینی،آیت الله خمینی، آیت الله بروجردی و .... قائل به ولایت فقیه در امور عمومی هستند(البته در مطلقه بودن یا نبودن این امر بین خود قائلان یه ولایت فقیه در امور عمومی اختلاف نظر وجود دارد و عده ای مثل میرزای نائینی و آیت الله منتظری مطلقه بودن آن را به مثابه شرک میدانند )"آیت الله منتظری اواخر عمر خود به بازبینی نظریه خود پرداختند و نظارت فقیه را کافی دانستند"
نکته ای که منشاء اختلاف نظر میان معتقدان به ولایت فقیه در امور عمومی وجود دارد( فارق از عدم کفایت دلایل عقلی و نقلی در نظر مخالفان) این است که آیا" قدرت به ما هو قدرت فساد آور است یا خیر"؟به نظر می رسد انتخاب نحله های فکری مذکور با پاسخ به این پرسش میسر می شود.
موافقان این سوال به ادله تاریخی استناد می کنند که نتایج حکومت فردی چه بوده و مخالفان آن به دلایل عقلی و نقلی خود پایبند هستند
از علاقه مندان به شرکت در مباحث تقاضا می شود با مراجعه به دفتر دادنامه آمادگی خود را برای حضور در جلسات اعلام نمایند.جلسات روزهای یک شنبه از ساعت 12:30 تا 13:45 در اتاق 307 تشکیل می شود.
این وبلاگ ارگان رسمی انجمن علمی حقوقی دادنامه است.اما کلیه مطالب نظرات شخصی نویسندگان است مگر نوشته ای که به طور رسمی نویسنده آن انجمن معرفی می شود.هیـــــئت موســــــــــــس این انجمن همگی از دانشجویان رشته حقوق دانشــــگاه شهید بهشتی هستند.