تکلیف مجلس شورای اسلامی چیست؟

بررسي پيشنهاد بازنگري در مقاطع و دوره هاي تحصيلي نظام آموزش و پرورش در شوراي عالي انقلاب فرهنگي


بررسي پيشنهاد بازنگري در مقاطع و دوره هاي تحصيلي نظام آموزش و پرورش در شوراي عالي انقلاب فرهنگشوراي عالي انقلاب فرهنگي به رياست دكتر احمدي‌نژاد، رييس جمهوري و رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشكيل جلسه داد و پيشنهاد بازنگري در مقاطع و دوره هاي تحصيلي نظام آموزش و پرورش مورد بررسي اعضا قرار گرفت. در ابتداي اين جلسه از حضور باشکوه و کم نظير ملت مسلمان و انقلابي ايران اسلامي در يوم الله 22 بهمن قدرداني به عمل آمد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دكتر مخبر، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي با بيان مطلب فوق در جمع خبرنگاران گفت: در اين نشست پيشنهاد بازنگري در مقاطع و دوره هاي تحصيلي نظام آموزش و پرورش مورد بررسي اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفت.

استاد دانشگاه تهران در رابطه با چگونگي و شکل ساختار تحصيلي نظام آموزش و پرورش گفت: در صورت تصويب نهايي موضوع؛ دوره هاي تحصيلي نظام آموزش و پرورش به يک دوره شش ساله و دو دوره سه ساله تقسيم مي شود که مقرر شد کميته هاي تخصصي ظرف مدت سه ماه برنامه ريزي، کارشناسي وسازکارهاي لازم در اين زمينه را براي بررسي و تصويب نهايي به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه نمايند. وي در رابطه با مهد کودک ها و مراکز پيش دبستاني کشور هم گفت: وزارت آموزش و پرورش، شوراي عالي آموزش و پرورش و شوراي تخصصي تحول و نوسازي نظام آموزشي کشور مکلف شدند در راستاي تحول نظام آموزشي کشور نسبت به تعيين تکليف وضعيت مهد کودک ها و مراکز پيش دبستاني کشور ارزيابي ها واقدامات لازم را براي بررسي و تصويب نهايي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عمل آورند.

همچنين در اين نشست؛ دکترمحمدعلي زلفي گل به پيشنهاد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و با اتفاق آراء اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي؛ به رياست دانشگاه بوعلي سيناي همدان انتخاب شد. تصويب بخش‌هاي ديگري از سياست‌ها،‌اهداف و ضوابط نشر كتاب و حذف دوره پيش دانشگاهي از ساختار نظام آموزش و پرورش کشور از جمله ديگر مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين جلسه بود.

و بازهم سوالاتی تکراری:

آیا این مصوبات هماهنگ با قانون اساسی است؟

آیا نباید نهاد قانون گذاری مشخص باشد ؟


منبع:گروه شورای عالی انقلاب فرهنگی

سبز و سفید و سرخ

پرچم واژه‌ای سغدی است که از دو بخش «پَر» به معنای «بالا» و «چَم» به معنای «خمیده» تشکیل شده است. این واژه ابتدا از زبان سغدی به زبان ترکی و از آنجا به فارسی راه پیدا کرد. پرچم ، دِرَفْش یا بیرق در فرهنگ فارسی معین، «به تکه پارچه ی ملونی اطلاق می‌شود که نشانه جمعیت، حزب، فرقه، گروه و یا کشوری است و آن را بر سر چوب می آویزند».

اصل 18 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان می دارد «پرچم رسمی جمهوری اسلامی ایران به رنگ های  سبز و سفید و سرخ با علامت مخصوص جمهوری اسلامی وشعار «الله اکبر» است»

درباره رنگ پرچم هم که می شود هر برداشتی کرد ولی ترتیب زیر از همه معتبرتر است:

 1.سبز – نشانه خرمی و دوستی

2.سپید – صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)

3.سرخ – نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)

البته می توان برای آگاهی از قدمت این 3 رنگ به عکس روی این دیوار توجه داشت که از دوره هخامنشی به عنون پرچم اهورا (فروهر ) در حال حاضر در موزه لوور نگه داری می شود.

به نظر میرسد پرچم به علت آنکه نشان سرزمین وملت یک کشور است نقش وحدت بخش صرف نظر از نگاه  قوم مدارانه بازی می کند .

پرچم در عرصه بین الملل نشان دهنده کشورها هستند ودر نشست های بین المللی همواره در مقابل نماینده های دول قرار دارد.

در روابط بین المللی احترام به پرچم کشورها نشان دهنده ی احترام به آن کشورها ست و همواره دیده میشود که بغض و کینه کشورها از یکد یگر با آتش کشیدن ،لگد مال کردن وگاهی با روی زمین قرار دادن  پرچم کشورها به نمایش گذ اشته شده است.

 

گویا ملتهایی که در برابراشکال مختلف تجاوز و تعرض هوشمندانه و همدلانه ایستادگی کردند دلبستگی  و وفاداری آنان به این نشان ملی افزون و بالغ تر از دیگران است، رونق تولید پرچم نزد برخی ملتها و اهتمام مردمان برای نصب این نشانه در هر کوی و برزن ناظر بر همین امر می باشد.22 بهمن ودوران 8سال دفاع مقدس خود نشانی بر این ادعاست.
این احترام نزد برخی ملت ها تا آنجا پیش رفته که مثلا آمریکایی ها برافراشته بودن پرچم کشورشان در تاریکی یا زیر باران را نوعی بی احترامی به آن تلقی می کنند و یا هیچگاه برخورد نماد ملی سرزمینشان با  زمین را جایز نمی دانند اما در این بین برخی دولت ها نیز برای مبارزه با حکمرانان کشوری در جای دیگری از جهان بی توجه به این نکته که پرچم هر کشور نماد مردمان آن سرزمین است نه حکمرانانش، به دفعات پرچم کشورها را به آتش می کشند و با این عمل به نوعی کینه مردمانی در هزاران کیلومتر آن سوتر را برمی انگیزند.

به هر حال بی تردید پرچم به عنوان یکی از مهم ترین نمادهای هویت ملی برای تمام ملت های جهان، از اهمیت خاصی برخوردار است؛ نمادیی که عامل همبستگی و مقوم روح جمعی در یک ملت و نیز وجه مشخصه آن در میان سایر ملل است. شاید چگونگی پیدایش اولین پرچم در هر سرزمین و روند تکامل آن برای مردمان آن سرزمین بسیار پر اهمیت به نظر برسد و بی شک مردم ایران زمین نیز از چنین قاعده ای مستثنی نیستند اما شاید نکته مهم و درخور توجه آن باشد که ، در ایران با گذشت هزاران سال و اهتمام ایرانیان  به پرچم به عنوان دلالت اصیل فرهنگی و ملی متاسفانه هنوز هم گروهی در طیف های سه رنگ اصلی، و در بود و نبود نشان میان پرچم ایران بلاتکلیفند و در فرع  این عامل یکپارچگی مانده اند.

دوستان عزیز متوانند درقسمت پیوندهای روزانه مطالب مفیدی در باره تاریخچه پرچم ایران مطالعه کنند.

حکم بر آگاهی از قوانین است

آنچه که با آن مواجه هستیم قاعده ای است که بیان می کند جهل به قانون رافع مسئولیت کیفری نیست.

این قاعده کاملا یک مسئله ی روشن و بی ابهام است و بسیاری از تالی فاسده را از بین می برد.

مسئله ای که می توان مطرح کرد این است که :

طبق اصل ۷۷ ق.ا.:عهدنامه ها مقاوله نامه هاو...بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. طبق ماده ی ۹ق.م.:مقررات عهودی که بر طبق ق.ا. بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده باشد در حکم قانون است.

ما می دانیم که بیشتر معاهدات بین المللی طرف آن دولت ها هستند یعنی کمتر مردم دولت ها به صورت مستقیم درگیر یک معاهده می شوند.

اما در این میان معاهداتی وجود دارد که اتفاقا بیشتر مردم مرکز توجه آن ها است و حقوق مردم را بیان میکند مثل میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی.

با توجه به موارد گفته شده معاهدات همچون قانون یک کشور هستند.

تصور کنید معاهده ای بین المللی ایجاد شد که در آن یکسری اصول و مقررات کیفری هم بیان شد و ایران هم طبق مقررات خود آن را تصویب کرد :۱-قاضی و وکیل می توانند به این معاهده استناد کنند.۲- جهل به این معاهده هم نباید وجود داشته باشد.

آیا در رویه ی قضایی ما این حالت پذیرفته شده است؟

درست است که قوانین در روزنا مه ی رسمی چاپ می شود و پس از ۱۵ روز اصل بر این است که قانون برای همه مشخص است اما واقعا برای یک معاهده که نقض یا عدم اجرای آن مسئولیت بین المللی  دارد این امر کافی است.

بیایید دایره ی این مسئله را کوچک تر کنیم :یعنی قوانین داخلی.

آیا انعکاس قوانین بویژه قوانین جزایی فقط در روزنا مه ی رسمی برای آگاهی مردم آن هم تمام اقشار جامعه کافی است؟

اکنون به نظر من قوانین ما با چند مشکل مواجه است:۱-مبهم بودن (ایجاد تفاسیر مختلف) ۲-پیچیدگی (اصطلاحات و مفاهیم ناشناخته) ۳-عدم گستردگی(محدود بودن اطلاع رسانی).

باید بگویم که من منکر تخصصی بودن قوانین نیستم و یا بیان نمی کنم جهل به قانون رافع مسئولیت است بلکه مد نظر من ایجاد شیوه ای است بهتر برای آگاهی همه و لاز هم نیست همه ی قوانین باشد .قوانین که با مردم بشتر ارتباط دارد و مستمر است.مثلا چند درصد ما از قانون اساسی آگاهی درست داریم؟

ما می توانیم از طریق رسانه ها ی جمعی آگاهی مردم را بالا ببریم و یا با فرهنگ سازی در میان قاضی. وکیل و حتی قانون گذار احترام به قوانین بین المللی و استناد به آن ها را تبدیل به یک عرف کنیم که از این طریق آگاهی مردم نسبت به این قوانین هم لازم و ضروری می شود.

پس چه بهتر است در اجرای یک قاعده ابزار رسید به آن را هم مهیا کنیم.

در باب کتابچه ای بی خاصیت و بی مصرف و زائد و مزاحم که نامش قانون اساسی است.

معروف است که آنها که بچه ندارند یک غصه دارند و آن بچه نداشتن است ولی آنها که [بچه] دارند،هزار غصه دارند.شده حکایت ما و این کتابچه ی باریکی که روی میزمان است.قانون اساسی.آنها که ندارندش [کسی تحقیق کند؛ببیند کشوری هست که نداشته باشد؟] یک غم دارند و ما هزار غم.اما چه شده؟

1.جناب آقای جعفری دولت آبادی،دادستان محترم تهران بیان کرده اند که:

بازداشت شدگان روز عاشورا آزاد نمی‌شوند، مگر آن‌که بی‌گناهی متهمان برای قاضی پرونده محرز شود.(سایت خبری خبر آنلاین – کد مطلب 34477 – تاریخ درج:دوشنبه 14 دی ماه –).خیلی دوست داشتم که معنای جمله را حقوقی بفهمم.اما چیزی که فهمیدم مفهوم مخالف اصل سي و هفتم قانون اساسی است.اصل سی و هفتم: اصل‏، برائت‏ است‏ و هيچكس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمي‏ شود، مگر اين‏ كه‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.بگذریم یهتر است یا بمانیم و توضیح دهیم.از آقای دادستان چه توقعی داریم؟

2. آیین نامه انضباطی فدراسیون فوتبال که تنها 44 ماده دارد ، در 102 مورد حقوق شخصی افراد بر اساس قانون اساسی را نقض می کند.(سایت خبری خبر آنلاین – کد مطلب 38389 – تاریخ درج:سه شنبه ۲۹ دی ماه –).این که دیگر شرح نمی خواهد.حالا فهمیدید تیتر مطلب یعنی چه؟

 

چهاردهمین اجلاس سران اتحادیه آفریقا

اتحاديه آفريقا (Africa Union ) نهاد جايگزين سازمان وحدت آفريقا (Organization Of African Unity) است كه در حال حاضر 53 كشور قاره آفريقا عضو آن هستند.

سازمان وحدت آفريقا به عنوان سلف اتحاديه آفريقا در سال 1963 و پس از آنكه در روند استعمارزدايي پس از جنگ جهاني دوم ، تعداد كشورهاي مستقل آفريقا رو به افزايش بود، با عضويت 32 كشور در آديس آبابا پايتخت اتيوپي تشكيل شد.

پرچم سازمان وحدت آفریقا و اتحادیه ی آفریقا

سازمان وحدت آفريقا در ابتداي كار فعاليت هاي خود را بر اهداف سياسي كه در ماده دوم اساسنامه آن ترسيم شده بود، متمركز كرد. در اين چارچوب اين سازمان نقش عمده اي در استعمارزدايي از قاره آفريقا، حل و فصل مسالمت آميز منازعات مرزي كشورهاي اين قاره، دفاع از حاكميت ملي و تماميت ارضي اعضا و مبارزه با آپارتاید ايفا كرد.

سازمان وحدت آفريقا به موازات دستيابي به برخي اهداف سياسي و نيز گسترش تعداد اعضا اهداف خود را به عرصه هاي اقتصادي و فرهنگي و علمي گسترش داد. همچنين در پرتو تحولات نظام بين الملل پس از جنگ سرد، كشورهاي عضو سازمان وحدت آفريقا نيز براي آنكه بتوانند نقش و جايگاه اين قاره در مناسبات نظام بين‌الملل در قرن بيست و يكم را گسترش دهند؛تلاش هايي براي تأسيس اتحاديه آفريقا از دهه 1990 آغاز كردند.

در ادامه اين مسير ابتدا نشست فوق العاده سران سازمان وحدت آفريقا در شهر سيرت با انتشار بيانيه‌اي موسوم به «بيانيه سيرت»  تصميم به تأسيس اتحاديه آفريقا گرفتند. سپس در نشست سال 2000 سران آفريقا در شهر لومه اساسنامه اتحاديه آفريقا تصويب شد.

لوگوی اتحادیه ی آفریقا

در نشست سال 2001 سران آفريقا در لوزاكا طرح جديدي براي اجرايي كردن اتحاديه آفريقا ارائه شد و در نهايت در نشست سال 2002 سران آفريقا در شهر دوربان آفريقاي جنوبي ، اتحاديه آفريقا آغاز به كار كرد.

اكنون اتحاديه آفريقا به عنوان فراگيرترين سازمان كشورهاي آفريقايي در پي تحقق اهداف گسترده سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي براي حفظ صلح و ثبات در اين قاره و نيز افزايش نقش آفريقا در نظام بين الملل است. مقر اتحاديه آفريقا همچون سازمان وحدت آفريقا كه سلف آن بود در شهر آديس آبابا پايتخت اتيوپي قرار دارد.

اركان اتحاديه آفريقا نيز شامل اجلاس سران دولت‌ها و حكومت‌هاي عضو، شوراي وزيران، كميسيون آفريقا، كميته دائم نمايندگان، شوراي صلح و امنيت، پارلمان پان آفريقايي، شوراي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، ديوان دادگستري، و تعدادي كميته‌هاي فني و تخصصي و همچنين نهادهاي مالي است.

 53 كشور عضو اتحاديه آفريقا عبارتند از: اريتره، اتيوپي، آفريقاي جنوبي، الجزاير، آنگولا، اوگاندا، بنين، بوتسوانا، بوركينافاسو، بروندي، تانزانيا، تونس، توگو، جمهوري دموكراتيك عربي صحرا، آفريقاي مركزي، جمهوري كنگو، جمهوري دموكراتيك كنگو، جمهوري موريس، جيبوتي، چاد، دماغه سبز، رواندا،  زامبيا، زيمبابوه، ساحل عاج، سنگال، سيرالئون، سيشل، سومالي، سودان، سوازيلند، سائوتومه و پرینسیپ، غنا، كامرون، كنيا، كومور، گينه استوايي، گابن، گامبيا، گينه بيسائو، گينه، لسوتو، ليبريا، ليبي، ماداگاسكار، مالاوي، مصر.تنها مغرب (مراکش) به دليل به رسميت شناخته شدن و عضويت جمهوري دموکراتيک عربي صحرا در سال 1982 در متن سازمان وحدت آفريقا، از آن سازمان جدا شد و بعدها با تاسيس اتحاديه آفريقا به جاي سازمان وحدت آفريقا، در ساختار جديد نيز حضور نيافت.

دبيرخانه اين اتحاديه به دليل استقرار سازمان وحدت آفريقاي سابق و کميسيون اقتصادي سازمان ملل براي آفريقا (UNECA) به طور ثابت در آديس آبابا قرار دارد، به همين منظور بيش از 100نمايندگي خارجي و دفاتر نمايندگي 26 سازمان بين‌المللي در آديس آبابا حضور دارند.
اما مقر ثابت پارلمان آفريقا که در ماه مارس 2004 ميلادي تشکيل شد و يک نهاد مشورتي است در ميدرند در نزديکي ژوهانسبورگ در آفريقاي جنوبي قرار دارد.

چهاردهمين اجلاس سران اتحاديه افريقا امروز(يکشنبه) با حضور روساي جمهوري و نخست وزيران 52 کشور عضو اين اتحاديه از 54 کشور آفريقايي و نيز اعضاي ناظر و ميهمانان ويژه و افتخاري آن از سراسر جهان آغاز به کار کرد. منوچهر متکي وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در اين اجلاس به نمايندگي از ايران که عضو ناظر اتحاديه آفريقاست شرکت کرده است.

چهاردهمین اجلاس سران اتحادیه آفریقا با شعار "فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات در آفریقا؛ چالش‌ها و چشم انداز توسعه در آدیس آبابا پایتخت سیاسی قاره آفریقا برگزار شده است

جمهوري اسلامي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي کشورهاي جنوب اهميت خاص قائل است و با توجه به اهتمام خاص دولت نهم براي توسعه روابط با کشورهاي جنوب به ويژه با کشورهاي آفريقايي، قرار است در آينده اي نزديک که هنوز بر سر زمان دقيق آن بحث است اجلاس مشترک سران اين اتحاديه و جمهوري اسلامي ايران در تهران برگزار شود

ايران اکنون عضو ناظر اتحاديه آفريقاست و تا کنون در چند اجلاس‌ سران اين اتحاديه حضوري فعال و موثر داشته و دارد که به عنوان نمونه مي توان به حضور احمدي‌نژاد، رييس جمهوري ، در اجلاس سران اين اتحاديه در گامبيا اشاره کرد.
اهميت روابط با آفريقا هم براي ايران و هم براي آفريقا به گونه اي است که کشورهاي آفريقايي، جمهوري اسلامي ايران را در يازدهمين اجلاس سران اين اتحاديه در شرم الشيخ مصر به عنوان "شريک استراتژيک آفريقا" معرفي کرده بودند.
اما از نکات برجسته چهاردهمين اجلاس سران اتحاديه آفريقا دعوت از "نيکلاس سارکوزي" رييس جمهوري فرانسه است که به عنوان ميهمان ويژه اين مراسم از او نام برده مي شود.

حضور روسای جمهور کشورهای غیر عضو این اتحادیه به عنوان ناظر ،مهر تاییدی ست بر شناخت سازمان های با صلاحیت خاص به عنوان عضو جامعه ی بین المللی.

قرار است در نشست امروز آديس آبابا رياست دوره اي يک ساله اين اتحاديه به مالاوي واگذار شود ولي منابع خبري از تلاش قذافي رييس فعلي اين اتحاديه براي تمديد دوره رياستش بر اين اتحاديه خبر مي دهند.به اعتقاد تحليل گران، قذافي با اين قبيل مانورهاي سياسي در سطح قاره و به ويژه پس از ارايه پيشنهاد تشکيل اتحاد جماهير آفريقايي به سبک اتحادجماهير شوروي سابق و يا اتحاديه اروپا، سعي دارد موقعيت سياسي خود را براي جلب توجه کشورهاي آفريقايي براي رياست بر آفريقاي يکپارجه تقويت کند.

در هر حال اعضاي اين اتحاديه از همين امروز سعي خواهند کرد راه هاي توسعه و پيشرفت و موانع توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات را در سال هاي گذشته و در سال هاي آتي در قاره آفريقا بحث و بررسي کنند و نيز راهبردهاي لازم براي از بين بردن شکاف ديجيتالي موجود ميان آفريقا و بقيه جهان را تدوين کنند.
غير از چند کشور پيشرفته آفريقايي، در اکثر کشورهاي آفريقايي کمتر از پنج درصد مردم از اينترنت استفاده مي کنند.

چهاردهمین اجلاس اتحادیه ی آفریقا در روز سه شنبه به کار خود پایان خواهد داد.

منابع :

همشهری آنلاین// خبر گزاری جمهوری اسلامی - ایرنا // روزنامه ی تهران امروز// روزنامه ی آفتاب یزد

برای مطالعه ی بیشتر:

اتحادیه ی آفریقا در ویکی پدیا // سازمان وحدت آفریقا در ویکی پدیا//سایت اتحادیه ی آفریقا

یک عکس و نظر شما

عکس را در جاده ی چالوس گرفتم.تابستان همین امسال.نظرتان را راجع به آن می خواستم بدانم.

سخنی در باب اعتراض و منشا آن

یک حقوقدان- آقای حسام الدین ایپکچی -در سایت شخصی خود هم نویسی با عنوان حق اعتراض و اعتراض قانونی به راه انداخته.این نوشته در اجابت به ان خواسته است.باقی دوستان هم می توانند در آن شرکت کنند.

بشر از آغاز حیات خویش میل به اعتراض داشته است.گریه های آغازین و اعتراض آمیز به جدایی،به تصمیمی که بدون مشورت او گرفته شده،به دنیایی که نمی شناسدش و به خودش.نا خود آگاه عادت می کند به چیز هایی که برایش می سازند و ساخته اند.کم کم می فهمد در دو سال اول زندگی برای هر آنچه خوشش نمی آید باید گریه کند تا حرفش را باور کنند.گریه کند برای رهایی از هر آن چه دوست ندارد.از درد،گرسنگی،جدایی از مادر و ...و رسیدن به هر آچه دوست دارد.

آرام آرام به راه می افتد.اگر همان گریه های اولیه نبود،در ابتدای راه می ماند.از درد،گرسنگی یا از جدایی می مرد.این راه رفتنها ثمره ی گریه کردنهاست.حرف می زند.غذا می خورد.دیگر برای سیر شدنش نمی جنگد.اندکی فراتر می رود.بر روی سفره از میان غذاها انتخاب می کند.برای اولین بار می فهمد حس عجیبش را.انتخاب می کند.حق انتخاب دارد.اگر نگذارند انتخابش را بخورد-به هردلیل- شروع می کند به گریه کردن.

کم کم به دوران بلوغ می رسد.بالغ می شود.بدون کمک مادر لباس می پوشد.مستقل می شود.طعم استقلال را می چشد.به جامعه پا می گذارد.چیز هایی با فرت او سازگار نبوده است و حالا از او گرفته اند.به یاد می آورد.روزهایی که برای گرفتن ها گریست.اعتراض کرد.جنگید.قبل از آنکه طعم غذا و انتخاب و استقلال را بچشد.حق رسیدن به آنها را چشیده بود.حقی که از روز اول برای او بود.اگر آن را از دست می دادبه هیچ چیز نمی رسید.به همه می فهماند؛به فطرتشان رجوع کنند.معترض می شود.به همانان خود اگر فراموش کرده اند اعتراض کنند.حقشان را فراموش کرده اند.کم کم از خواب بیدار می شود.گرسنه است.برای رهایی از گرسنگی و از هر آنچه دوست ندارد گریه می کند.

ابهام قانونی وظایف تازه ی ناجا

قبل از اینکه مطلب رو بنویسم جا داره که به دوستان جهت اتمام امتحانات خسته نباشین بگم..هر طور بود شکر خدا تموم شد! این مطلب از خاطرات چرچیل-نخست وزیر انگلیس- است که در بدو امر بیش از خود مطلب اصلی نظرم رو جلب کرد و بنابراین همون قسمت رو مینویسم.خصوصآ برای اینکه جو، حقوقی بمونه ادامه ی اون رو فاکتور گرفتم.گرچه با گفتن آن ادامه مشخص خواهد شد..
 
در خاطرات سیاسی در ایام جنگ جهانی دوم و بمباران و موشک پراکنی بی وقفه ی لندن برای تشکیل جلسات که عمدتآ مجبور بودند برای جلوگیری از شنود آلمانی ها با پیک از محل جلسه یکدیگر را با خبر کنند،شرکت در جلسه ای حیاتی در راس ساعتی معین الزام آور شد. چرچیل میگوید: به علت اشتغال به کارهای دیگر چند دقیقه مانده به جلسه به راننده ام گفتم مرا فوری به محل جلسه برساند.راننده مسیر کوتاه اما ورود ممنوع را انتخاب کرد. وسط خیابان ناگهان افسر راهنمایی و رانندگی قبض جریمه به دست در حین بمباران پیدا شد و دستور توقف داد..راننده گفت: نخست وزیر است و به جلسه ی محرمانه ای میرود و باید در راس ساعت به جلسه برسد و به دلیل اعتبار از خیابان ورود ممنوع استفاده کردم.  افسر با خونسردی گفت هم ماشین و هم نخست وزیر و هم وظیفه ام را خوب میشناسم. چرچیل میخواهد تا افسر، جریمه را به نام او بنویسد اما افسر میگوید جریمه متعلق به راننده ی خاطی است و باید نام وی نوشته شود اما شما میتوانید شخصآ پرداخت قبض را بر عهده بگیرید. با تسلیم قبض، چرچیل دستور دور زدن را به راننده داد چراکه نمیتواند  اجازه دهد در خیابانی که ورود ممنوع است حتی پس از جریمه حرکت داشته باشد، وقتی راننده مشغول دور زدن شد چرچیل با لبخندی خاص سیگار برگش را روشن کرد و گفت: جنگ را میبریم...
راننده گفت: قربان، جریمه شدیم، زیر بمباران ماندیم به جلسه نمیرسیم، افسر راهنمایی اجازه نداد چند قدم دیگر جلو برویم که به موقع به جلسه برسیم و شما از پیروزی میگویید؟!
چرچیل پاسخ میدهد "جنگ را میبریم، چون قانون حاکم است و خیابانهای لندن به رغم بمباران سنگین دشمن با قانون اداره میشود"..

نگاهی به عملکرد افسری که نخست وزیر را قانونآ جریمه کرد و نگاه به فرمانده ی نیروی انتظامی که اس ام اس و ایمیل های مردم را شنود و با آنها برخورد خواهد کرد نشان از نوع نگاه خاصی است که باید بگوییم با تآسف محکوم به شکست است..

منبع: روزنامه ی بهار -شنبه 26 دی- شماره ی 13 جدید -  نوشته ی نعمت احمدی، وکیل پایه یک دادگستری