سه ترم مسجدی

با آنکه در عالم حقوق هر معرفت ونظری صرفاً در حوزه ی اعتبارات جریان دارد وهیچ یک از نهاد های حقوقی عینیت خارجی ندارند ولیکن این پست مربوط به شخصیتی است که هم حقوقی است و هم حقیقی، از این جهت حقوقی است چون حقوق میداند و از این جهت حقیقی است که فرد انسانی می باشد ومعین در عالم خارج است. فلذا با این توجیه می خواهیم این بار بی آنکه از اعتبارات حقوقی بگوییم از فردی سخن برانیم که همچون بسیاری دیگر برای حقوق و معارف وابسته به آن تلاش می کند.

م.م.آ یا همان مصطفی مسجدی آرانی یکی از این دسته تلاشگران عرصه ی حقوق است، وی از معدود کسانی است که به کار خود عشق می ورزد وهمواره نه تنها خود را در جهت آشنا سازی با دانش حقوق آماده می کرده بلکه به دنبال رسیدن به نقاط نا معلوم معارف حقوقی نیز بوده است از بارزترین ویژگی های او می توان به خلاقیت و ابراز عقاید شخصی اش در حوزه های مختلف حقوق نام برد بدین معنا که بر عکس بسیاری دانشجویان که با عقل منفعلانه کتب و جزوات اساتید را مطالعه می کنند وی با نگرشی نقادانه به مباحث مختلف می نگرد وآنها را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد. فی الواقع چهره ی متعصبانه و باطنی نرم و حقیقیت یاب سبب شده است که تا با وی به معاشرت و مصاحبت ننشینی نتوانی به خلق و خوی وی پی ببری او همچنین شناختی مضاعف از امام موسی صدر و سید حسن نصرالله دارد .

اما آنچه که مصطفی مسجدی آرانی را از دیگران ممتاز می سازد منش مستقلانه و شجاعت در پیوستن به اهدافش می باشد در بحبوحه ی زمانی که هرکس به فکر ملحق شدن به گروهی بود او راه خود را از دیگران جدا کرد و با همفکری شورای محترم مرکزی اقدام به ایجاد انجمنی حقوقی مسلک نمود انجمنی که در عین بسیاری از ایرادات و انتقادات وارد بر آن، یکی از فعال ترین انجمن های دانشکده حقوق به شمار می رود انجمنی که هدف حداقلی آن بالفعل کردن مباحث تدریس شده ی هر ترم بوده و امروز به انجمنی با اهداف گسترده و فعالیت های متنوع تبدیل شده است اما در کنار این خوی استقلال طلبانه، او از پایداری تحسین بر انگیزی برخوردار است گویا واژه ای به نام کاهلی برای این فرد معنایی ندارد .

از دیگر فعالیت های او وبلاگ نویسی است.وبلاگ[ی] که رها شده و [...].همچنین راه اندازی و مدیریت سایت دادنامه از نتایح فعالیت های اوست.

علی ای حال حاصل سه ترم هم نشینی با ایشان سخنی بیش از آنچه نوشتیم نمی باشد و هر حرفی اضافه تر شائبه غلو و اغراق از شخصیت ایشان را در ذهن خوانندگان عزیز ایجاد می کند .

چنانچه دقت فرموده باشید مصطفی مسجدی آرانی تنها در زندگی کاری اش و در محیط اجتماعی در این پست مورد تحلیل قرار گرفته و صحبت از عملکرد شخصی وی و اخلاق فردی اش خود جای نقد و تحلیل های دیگری را باز می کند که می توان بعداً به آن پرداخت،

در اینجا هدف صرفاً ارائه ی تصویری در حد واقعگرایانه از مدیر وبلاگمان بود ، امیدوارم  انجمن دادنامه به پویایی و گستردگی هرچه تمام تر برسد.

تحلیل مزبور تنها از نظرگاه یک شخص بوده و ممکن است نا گفته هایی باقی بماند لذا شما می توانید با نظرات خودتان نسبت به مصطفی مسجدی جای خالی این ناگفته ها را پر کنید.

همه در برابر قانون برابرند اما عده ای برابرترند؟؟؟

سلام به همه ی دوستان عزیز و خسته نباشید از درس خوندنا...

حوادث روز عاشورای تهران جای بحث زیادی داره که شاید یه سری جاها از اون چارچوب حقوقی که دکتر جلالی میگفتن خارج بشه...

اما نکته حقوقی که از حوادث بعدش به ذهنم رسید خواستم تو وبلاگ مطرح کنم که اگه عزیزی جوابی دارن براش راهنماییم کنن:

تو این چند ماه اخیر هروقت بحث برگزاری تجمعات شد مسئولین امر میگفتن غیر قانونیه و حتما باید با مجوز وزارت کشور باشه....

اما چه اتفاقی افتاده که نماینده های محترم مجلس شورای اسلامی بدون مجوز قبلی اقدام به راهپیمایی خارج از مجلس میکنن و به جای اینکه مواخذه بشن تمجید فراوان هم شدن...مگه فرقی میکنه؟؟این عزیزان که خود واضع قانونن...

البته یه احتمال هست:این مصوبه مشمول نماینده های مجلس نمیشه...اگه اینطوریه خوشحال میشم کامنت بذارید.

ولی واقعا اگر این مصوبه برای اون ها هم لازم الاتباع باشه خیلی جای تاسف داره !نقض قانون توسط واضعان قانون مملکت.

 همه در برابر قانون برابرند اما عده ای برابرترند؟؟؟

اتفاقا بسیار مهم است

متأسفانه امروزه بسیاری قواعد و اصول برعکس شده است. این پست در جواب خانم یا آقایی است که با عنوان "مهم نیست" در پست "دکتر امیرارجمند بازداشت شد" نظر داده بودند و بدلیل اینکه این مسأله مبحث جدیدی است خواستم تا نظر شما عزیزان را هم جویا شوم

 اصل بر این است که افراد در جوامع دموکرات بدون هیچ خطری به آزادی دستیابند و بدون کوچکترین تعرضی به اهداف قانونی و مسالمت آمیز دست پیدا کنند . تحمل هزینه و هر خطری استثنا یی است بر این اصل.                

در جوامع مدرن و جمهوری خواه برای رسیدن به آزادی صرفاْ بایستی تلاش کرد نه اینکه جنگید.(چنانچه حتی آرمانگرایانه به موضوع بنگریم مردم حتی نباید تلاشی برای رسیدن به مطالباتشان انجام دهند چراکه این وظیفه ی حکومت است که زمینه دستیابی مردم را به امیال و خواسته هایشان فراهم کند) به عبارت دیگر حاکمیت دموکرات می بایست آنقدر قانونمدار باشد که من شهروند اگر در جایی حقوقم ضایع گشت ، طی فعالیت های قانونی به راحتی و بدون تحمل هزینه ای در صدد احقاق حقوق از دست رفته ام برایم و نه اینکه به خاطر آن متحمل خسارت بشوم.

جنگ با حکومت و تحمل خطر برای رسیدن به آزادی یعنی اساسا حکومت را در مقابل خود قرار می دهیم در حالی که تمام اقتدار یک حکومت دموکرات و مدرن از آن مردم است و حکومت چیزی جز یک نماینده ای آنهم با قدرت تفویضی از سوی مردم نیست. ولیکن چرا؟ زیرا علی الاصول با کسی می توان جنگید که طرف مقابل دارای قدرتی باشد و چنانچه بدون قدرت باشد جنگی در کار نخواهد بود زیرا پیروز کسی است که همواره قدرت در اختیار اوست، بدین سبب جنگ بین مردم و حکومت دموکرات بر سر تأمین خواسته ها بی معناست چراکه حکومت بالذات هیچگونه قدرتی ندارد و تمام قدرت وی از سوی مردم می باشد، رابطه ی حاکمیت و مردم در این جوامع عرضی است و جنگ مردم بر سر احقاق حقوقشان استثنا است( بدین معنا که اگر یک حکومت دموکرات به دیکتاتوری بگراید می بایست برای تإمین خواسته ها با آن جنگید) و به هیچ وجه اصلی پایدار نمی باشد و لیکن این مورد در حکومت های مونارشیست و استبدادی برعکس است یعنی اساسا اصل بر این است که برای آزادی و  برای به رسمیت شناختن حقوق طبیعی مردم باید جنگید و هر خطری را تحمل کرد و تلاش مسالمت آمیز برای رسیدن به آزادی غالباً استثنا است.

سردار!کمی آرام

سردار احمدی مقدم،دیروز در مصاحبه با خبرنگاران مطالبی را بیان کردند که موجب نگرانی شده است.متن خبر را بخوانید:

فرمانده نيروي انتظامي تاکيد کرد: دوره مدارا تمام شده و چشم فتنه را کور خواهيم کرد. هر کس در اين گونه تظاهرات شرکت کند با برخورد قاطع پليس مواجه خواهد شد.سردار احمدي مقدم افزود: افرادي که در اغتشاشات دستگير شوند با آنان به عنوان مجرم برخورد قاطع خواهيم کرد و عمل افرادي که در تجمعات آشوبگران شرکت کرده و موجب ناامني مي شوند، محاربه است.

از جام جم

در صحت و سقم مطالب بیان شده بحثی نیست.اینکه تا به حال مدارا شده یا نه و چندین مظلب دیگر.من فقط می خواهم بحثی حقوقی داشته باشم و چند ایراد این اظهار نظر را بگویم.

1.بیان شده که" افرادي که در اغتشاشات دستگير شوند با آنان به عنوان مجرم برخورد قاطع خواهيم کرد." باید پرسید.فرمانده ی محترم نیروی انتظامی اندکی احتمال نداده اند که نیروهای تحت امر ایشان و یا هر نیروی امنیتی (رسمی) دیگر به اشتباه فردی را دستگیر کنند.مگرنه این است که فرد تا قبل از رسیدگی در دادگاه متهم است و پس از آن و با اثبات مجرمیت در دادگاه مجرم می شود.آقای احمدی مقدم اصل 37 قانون اساسی را نخوانده اند یا فراموش کرده اند.

اصل‏ سي و هفتم: اصل‏، برائت‏ است‏ و هيچكس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمي‏ شود، مگر اين‏ كه‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.

2.آقای احمدی مقدم جرم این افراد را محاربه دانسته اند.باب هفتم از کتاب دوم قانون مجازات اسلامی در باب محاربه و افساد فی الارض است.در تمامی مواد این باب شرط محاربه داشتن و یا استفاده از سلاح است.آقای احمدی مقدم عزیز.در کدام یک از تجمعات اغتشاش گران از سلاح استفاده کرده اند؟ اگر استفاده کرده اند چرا خبر آن را به مردم ندادید؟ و در نهایت اگر فرد یا افرادی از سلاح استفاده کنند، آیا می توان آن را به هر فردی که در اغتشاشات دستگیر شود تعمیم داد؟

3.جناب آقای احمدی مقدم.با چه حقی و بر حسب کدام صلاحیت جرم افراد را قبل از محاکمه-وحتی قبل از دستگیری!- اعلام نموده اید.مگر شما مقام قضایی هستید؟مگر صلاحیت شما صلاحیت قضایی و رسیدگی به این پرونده هاست که این چنین گفته اید.بند 8 از ماده ی 4 قانون نیروی انتظامی مصوب 1369 بیان می دارد:

- انجام وظايفي كه بر طبق قانون به عنوان ضابط قوه قضائيه به عهده نيروي انتظامي محول است از قبيل:


‌الف - مبارزه با مواد مخدر. ب - مبارزه با قاچاق. ج - مبارزه با منكرات و فساد. د - پيشگيري از وقوع جرم. ه - كشف جرايم. و - بازرسي و تحقيق.

 ز - حفظ آثار و دلايل جرم. ح - دستگيري متهمين و مجرمين و جلوگيري از فرار و اختفاء آنها. ط - اجرا و ابلاغ احكام قضايي.

در کدام مورد سخن از محاکمه و صدور رای شده است که این چنین گفته اید.

سردار عزیز! از عصبانیت در بیایید.ما از شما انتظار بیشتری داریم. با متانت رفتار کنید و اظهار نظرتان را بر پایه ی قوانینی بنا نهید که مامور اجرای آن هستید.

دکتر امیر ارجمند بازداشت شد.

دکتر اردشیر امیر ارجمند،دانشیار دانشکده ی حقوق دانشگاه شهید بهشتی،صبح امروز بازداشت شد.این نوشته صرفا جهت اطلاع رسانی به ثبت رسیده است.به امید آزادی این استاد گرانقدر.

پ.ن:با تذکر صحیح دوستان متوجه اشتباه خود شدم و امکان نظردهی را باز کردم.اما از تمامی دوستان می خواهم در کمال متانت و آرامش تمامی قواعد وبلاگ و دادنامه را رعایت کنند.

مرگ،گاهی ریحان می چیند.

انا لله و انا الیه راجعون

پیرمرد تجارت پیشه ی دانشکده ی ما،استاد امیر حسین فخاری به جوار حق تعالی شتافت.مراسم تشییع جنازه او چهارشنبه 09/10/1388 ساعت 9 از مقابل دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی انجام می شود.برایش الحمدی بخوانید.