در باب خرده دزدی

سایت اکونومیست-که سایت رسمی هفته نامه ی اکونومیست، چاپ لندن است- به طور متوالی جداول آماری از وضعیت های مختلف در سراسر جهان را ارائه ی می کند.هفته ی قبل جدول آماری این هفته نامه – موسوم به Daily Chart – به موضوع خرده دزدی در جهان اختصاص داشت. خرده دزدی همان موضوعی است که در زبان عامیانه ی ما به معنی " بلند کردن یا پیجاندن " است. این جرم که از دایره ی مصادیق سرقت است از زمره ی جرایمی است که افراد متعددی در زمره ی ارتکاب آن هستند.از باب جرم شناسی و  نیز موضوع اقتصادی و همچنین بحث جامعه شناسی جرایم و مباحث گوناگون دیگر هم جای بحث دارد. اما درباره ی جدول توضیحی بدهم و آن این است که : اعداد نوشته شده در مستطیل های سفید نشان دهنده ی میزان کل ضرر خرده فروشان آن کشور از خرده دزدی به میلیون دلار است و اعداد نمودار درصد این ضرر از فروش کل خرده فروشی هر کشور را نشان می دهند.مشتاقانه منتظر شنیدن نظر دوستانم.

لینک مطلب به زبان انگلیسی در اکونومیست

 

 خرده دزدی

دزدهای مغازه ای جهان

جایی که دزدی، خرده فروشی را سخت می کند.

طبق اندازه گیری خرده دزدی  در 41 کشور جهان ، خرده فروشان هندی از بیشترین سطح خرده دزدی در این کشور رنج می برند.ضرر های ناشی از دزدیدن اجناس و نیز دزدی های کارگران و کارپردازان و خطاهای حسابداری بالغ بر 3 درصد از فروش سالیانه ی خرده فروشان می شود.در سال 2009 ضرر ناشی از این خرده دزدی ها به تقریبا به 115 میلیارد دلار می رسد که این نسبت،در قیاس با سال پیش 9/5  درصد افزایش را نشان می دهد . بخش زیادی از این افزایش معلول افزایش خرده دزدی در آمریکا و اروپا است.لباسهای مارک دار و لوازم مد در رتبه ی اول و لوازم اتومبیل و خانه در رتبه ی دوم باارزش ترین وسایلی هستند که دزدیده می شوند.در اروپا بیشترین خوارو بار دزدیده شده گوشت پخته شده ی لوکس است.

 

تولدت مبارک

 

اگه یه نگاهی به گردش ماه بندازیم سال قبل این چنین روزی بود که من و خانم مشرف به همراه خانم انصاری وپایدار اولین پست این وبلاگو  تو سایت دانشگاه گذاشتیم  .

 یعنی یه جورایی امروز تولده.

 اون روزا فکرشو نمی کردیم وبلاگمون انقدر زود بزرگ بشه ویک سال به این زودی بگذره.

اما  یه تشکر ویژه از مسئول وبلاگمون(آقای مسجدی) که به قول خودشون بابای دادنامه ان و اولین هدیه رو هم ایشون به دادنامه دادن.

ممنونم ازهمه ی بچه هایی که تو این مدت به بزرگ شدن وبلاگمون کمک کردن واز دوستانی که در این وبلاگ مطلب داشتن وامروز جز بچه های دادنامه نیستن.(آقایان جبلی ،اکبرزاده وقلی زاده)

باز هم این روز رو به وبلاگمون تبریک می گم

با آرزوی بهترین ها

بزرگداشت روز جهانی مدارا

یک هدیه ی تولد خوب

در آستانه ی میلاد دادنامه

از این پس     WWW.Dadname.IR

 

یاد یک روز

13 آبان ماه در تاریخ این سرزمین یاد آور روز های بسیاری است که از سال 43 شروع می شود و تا همین امسال هم ادامه داشت.روزهایی که قطعا در خاطره ی همه ی ما خواهد ماند.اما خوب است بدانیم که 13 آبان ماه یک مناسبت دیگر هم دارد که هم جنبه ی دانشگاهی دارد و هم جنبه ی حقوقی.

این روز سالروز تصویب اساسنامه ی دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی فعلی‌) است.این اساسنامه در سال ۱۳۳۹ و در نهصد و نود و هشتمین جلسه شورای عالی فرهنگ به تصویب رسید. تصویب شد اما باید دانست که در تاريخ 29/12/ 1338 ش. فرمان شفاهي تاسيس دانشگاه ملي ايران،صادر شد.

 دانشگاه ملی ایران در سال ۱۳۳۹-۱۳۴۰ با دو دانشکده بانک‌داری، علوم مالی و اقتصادی و دانشکده معماری کار خود را آغاز کرد. دانشگاه رسماً در 25/11/ 1339 افتتاح شد هرچند پذيرش دانشجو عملا ً حدود چهارماه قبل از آن انجام گرفته بود. 32 نفر عضو هيات علمي در مرتبه هاي گوناگون علمي، 120 نفر دانشجو در دانشكده معماري، 54 نفر دانشجو در دانشكده بانكداري، علوم مالي و اقتصادي و تعداد محدودي كارمند در ساختمان‌هاي استيجاري آغازگر اين راه بوده اند .


مبارکمان باشد. می توانید در اینجا درباره ی دانشگاه بخوانید و صفحاتی از اساسنامه ی آن را بخوانید.

 

تصویر جلد اساسنامه

برگرفته از سایت کتابخانه ملی ایران.

من منع می کنم !

در منشور سازمان ملل از ماده ی 23 تا 32 درباره ی شورای امنیت به طور کلی صحبت شده و در فصول 6. 7. 8 و 12 به شکل کامل بیان شده است.

این شورا متشکل از 15 عضو است که 5 عضو دائم هستند و 10 عضو دیگر غیر دائم که مسئولیت اصلی انها حفظ صلح و امنیت جهانی است.

مسئله اصلی در اینجا حقوق 5 عضو دائم (فرانسه . امریکا. انگلیس . چین و روسیه) است.

حق وتو :

در زبان لاتین به معنای« من منع میکنم » است .

این مسئله در ایین رای گیری که نیاز به اتفاق آرا است رخ می دهد و برای جلوگیری از یک عمل یا سیاست از طریق رای منفی صورت می گیرد.

این حق در کنفرانس « یالتا» توسط امریکا و روسیه مطرح شد ؛ البته باید دانسنت که واژه وتو در منشور سازمان به کار نرفته است و این اختیار یا حق از مفهوم مخالف ماده 27 منشور ناشی می شود (درباره ی ایین رای گیری که از 15 عضو 9 عضو باید رای مثبت بدهند که 5 عضو دائم باید در میان این 9 عضو باشند)

در اینجا 1 توجیه وجود دارد آن هم این است که: این دول وظیفه ی سنگین حفظ صلح و امنیت جهانی را بر دوش دارند .

اما 2 انتقاد مطرح است : 1 این حق به نوعی تامین کننده ی منافع و امنیت ابر قدرت ها است .

2 با اصول عدالت و واقعیت سیاسی جغرافیایی جهان همخوانی ندارد.

سوال:

اگر این حق نباشد چه رخ می دهد و اگر باشد چه باید کرد ؟

به نظر من اگر این حق وجود نداشته باشد به نوعی نا امنی رخ میدهد زیرا  همین حق در مواقعی حالت حمایت کننده دارد حتی در صورت وجود قوانین.

حال اگر باشد چه باید کرد؟

 این حق ‌‌اصل برابری دولت ها زیر سوال می رود پس باید سیستم و رویکرد ان را تغییر داد و به نحوی آگاهانه آین حق را توزیع کرد.

لطفا نظر دهید :

آیا می شود در کنار این حق یا قبل این حق آیینی همچون کنسنسوس (consensus) یعنی تصمیم از طریق مذاکره و مشاوره استفاده کنیم  تا شاید مسیر بهتری را طی کند؟

 

منابع www.hamshahrionline.ir

www.porsojoo.com

www.wikipedia.org

کتاب:معاهدات . تدوین دکتر بابک ناصر زاده

شیروخورشید سرخ

به نام خدا

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به سبب شرایط انقلابی و تلاش فراوان برای زدودن همه ی نمادهای بازمانده از دوران رژیم سلطنتی اقداماتی نیز صورت گرفتند که به سختی قابل درک وتوجیه هستند چراکه دو امر از هم تفکیک نشدند نخست مخالفت با سلطنت وسلطنت طلبی  دوم مخالفت با هویت ایرانی و سرزمین ایران. از آن اقدامات می توان به تلاش برای تغییر نام خلیج فارس و تبدیل کرمانشاهان به باختران وتغییر یک نماد شیعی-ایرانی (که موضوع این مطلب است) اشاره کرد.

نشان شیر وخورشیدبر پرچم ایران در تمام دوره صفوی وعصر قاجار نشان مذهب تشیع در مقابل هلال عثمانی(نشان مذهب تسنن) بوده است وهمین تقابل نشان ها مجادله های چندین ساله ی ایران وعثمانی را برسر افراشتن پرچم هایشان بر سر در سفارت خانه های خود در اسلامبول و تهران در پی داشته است، چراکه عبارت "اسدالله الغالب" برپرچم ایران نشان مذهب شیعه و هلال نشان مذهب تسنن است.(در برخی نگاره ها بر پایه ی باور به حضرت امیرالمومنین بدست شیر شمشیر نیز افزوده شده، ودر افکار زرتشتی  خورشید نماد حیات وجانبخشی است)

از ویکی پدیا

ازجمله جنگ های میان ایران و عثمانی که یکی از طولانی ترین جنگ های بیرق بین این دو کشور شناخته شده، در زمان ناصرالدین شاه رخ داده که به تهدید سفارتخانه ایران در اسلامبول توسط دولت عثمانی منجر شد و در نتیجه با توافق دو کشور امکان برافراشتن بیرق ها تنها  در مناسبات واعیاد ملی یا مذهبی مشترک فراهم شد.

مساله ایجاد پایگاه قرنطینه در مرزهای ایران که موضوع کنفرانس بین المللی صحی در سال1930در پاریس بود،دلیل دیگری است برای عدم استفاده ایران از نماد هلال احمر یا صلیب سرخ به عنوان نشان سازمان امدادرسانی بین المللی. دراین کنفرانس که ایجاد یک پایگاه قرنطینه درجزیره هرمز  برای جلوگیری از وبا وطاعون به تصویب رسید، دولت عثمانی ادعا کرد که چون پایگاه قرنطینه توسط صندوق حفظ الصحه ی اسلامبول ایجادخواهد شد وایران در حفاظت پایگاه وتامین اطبا ناتوان است مسئولیت پایگاه باید به عهده ی دولت عثمانی باشد(و بالتبع بیرق هلال احمر افراشته شود) دولت های آلمان وانگلیس نیز به منظور حفظ منافع خود در خلیج فارس از دولت عثمانی حمایت نمودند و با این ادعا موافقت نمودند. اما ایستادگی نمایندگان ایران در آن کنفرانس "ممتازالسلطنه ودکتر امیراعلم" موجب شد که در قرارداد صحی، دولت ایران موظف شود درباب ایجاد قرنطینه ومریض خانه شرایط راجع به بیرق مریض خانه را کاملا محفوظ وبرقرار دارد. تاکید ایران بر استفاده از شیروخورشید ونگرانی از خدشه دار شدن تمامیت ارضی کشور توسط عثمانی ودول غربی وتصریح براین نکته که ایران کشوری زنده وپویاست سبب شد که ایران دوره ی مضفری باوجود فقدان رمینه های مادی ومعنوی، فعالانه در بسیاری از کنفرانس های آن دوره از جمله کنفرانس صلیب سرخ جهانی شرکت کند وحتی هزینه های سالانه عضویت خودرا بپردازد.

ایران،بانی هلال احمر وشیروخورشید سرخ

درکنفرانس صلیب سرخ جهانی 1906در ژنو تنها دو کشور مسلمان (ایران وعثمانی) اجازه حضور داشتند که عثمانی به دلیل عدم شرکت در کنفرانس 1904وامضا نکردن قرارداد مربوط به آن، از شرکت در این کنفرانس نیز محروم ماند. این کنفرانس در شرایطی تشکیل شد که جو به شدت به ضد عثمانی ها ومسلمانان بود واعضا در مورد نماد پرچم امدادرسانی، با هلال احمر مخالفت می ورزیدند وگویا نمایندگان کشورهای آسیایی چون ژاپن وچین با پذیرش نشان صلیب سرخ مخالفتی نداشتند. دراین کنفرانس ممتازالسلطنه نماینده ایران ضمن حمایت از نشان شیروخورشد سرخ به عنوان نماد امدادرسانی در ایران ،نمادهلال احمر راهم به منظور حفاظت از منافع مسلمانان صیانت نمود که با تلاش ونطق شیوای وی درکنفرانس توسط سایر اعضا پذیرفته شد.

 متاسفانه پیروزی ممتازالسلطنه در حفظ این دو نماد درکنار صلیب سرخ بعنوان یکی ازوجوه مثبت دیپلماسی ایران در دوره قاجاریه نادیده گرفته شده است و پس ازانقلاب ودرسال 1358 دولت ایران طی نامه ای به صلیب سرخ جهانی اعلام کرد از نماد هلال احمر به جای شیروخورشید سرخ استفاده خواهد کرد. اما به رغم عدم استفاده ایران، این نشان ملی،مذهبی،دولتی در کنار هلال احمر وصلیب سرخ به عنوان نشان پرچم امدادرسانی بین المللی  مورد قبول صلیب سرخ جهانی بود.

در سال 1949میلادی اسراییل از صلیب سرخ درخواست کرد تا ستاره ی داوود به عنوان یک علامت بین المللی برای امدادرسانی برسمیت شناخته شودو با رد صلیب سرخ جهانی از سال 1965 صلیب سرخ آمریکابرای حمایت ازستاره سرخ داوود وارد همکاری با اسراییل شد وحتی ستاره داوود را در سال 1989 به عنوان یک نهاد خواهر به رسمیت شناخت.در سال 2000اسراییل با حمایت شدید آمریکا از صلیب سرخ درخواست کرد به دلیل عدم استفاده ایران از شیروخورشید سرخ، صلیب سرخ آن را حذف وستاره داوود را جایگزین آن کند، که خوشبختانه نماینده ایران در ژنو این درخواست را رد و اعلام کرد که ایران کماکان  شیروخورشید را قبول دارد ولی استفاده از آن را مسکوت گذاشته است. البته آمریکا با رد این درخواست از سال 2000 کمک های مالی وبهینه اش را به صلیب سرخ قطع کرده(با توجه به این که 25 درصد هزینه های صلیب سرخ جهانی را می پرداخت)و می توان پیش بینی نمود که در آینده ای نزدیک این فشار  تاثیر خود را بگذارد ،در حالیکه جز خبر دفاع نماینده ایران در ژنو از پرچم شیروخورشید سرخ که آن هم به طور غیررسمی  وکلی انتشار یافت هیچ اطلاع دقیقی از جزییات امر دراختیار عموم گذاشته نشد. فشار برخی از کشورها بر صلیب سرخ جهانی این سازمان را بر آن داشته تا برای کشورهای غیر عضو که سه نشان رسمی این سازمان را نمی پذیرند نشان کریستال سرخ را پیشنهاد دهد که درسال 2005 میلادی در نشست دیپلماتیک نمایندگان دولت در ژنو  برگزیده شد.این نشان لوزی شکل است وموافقت شد که دیگر هیچ نشانی تصویب نشود زیرا این نشان به شکلی است که هر کشوری می تواند نشان خودرا نیز در آن طراحی کند. صلیب سرخ در نظر دارد تا در نشت های آینده برای برداشتن نشان بی استفاده شیر وخورشید رایزنی کند و درآن صورت امکان دارد هیچ گاه این افتخار نیاکان ما (همچون پرچم کاویان) به صحنه ی جهانی بازنگردد.

مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست                        باهمین خاک جهان دگری ساختن است

 

برگرفته از روزنامه ایران 29آذر 1384 و دوهفته نامه امرداد  

آقای حائری! اشتباه می فرمایید.

نمی دانم دوستان،مطالب پیشنهاد شده در ستون کناری وبلاگ را مطالعه می کنند یا خیر.امروز مطلبی را از سایت مرکز خبر حوزه در این ستون گذاشتم اما احساس کردم که نیاز به شرح و توضیح دارد.ابتدا به طور مختصر خبر را مطالعه می کنیم.

آیت‌الله حائری‌شیرازی در هشتمین اجلاسیه مدیران حوزه‌های علمیه خواهران در قم.... مصرف علوم انسانی را بیان تکالیف دانست و ادامه داد: این درحالی است که بشر ساخته دست خداست و خدا باید طریقه رفتار ما را تعریف کند.

استدلال از نوع قیاس شکل اول است و کاملا از نظر صوری صحیح است.اما از نظر مادی در مقدمات ایراد دارد.آن هایی که به ذهنم می رسد می گویم و اگر در گفته هایم عیب و نقصی است ؛ از نظرات دوستان استفاده می کنم.

ابتدا استدلال را برای هم بچینیم.

مقدمه اول:مصرف علوم انسانی بیان تکالیف است.

مقدمه ی دوم:تکالیف را خداوند بیان می کند.

نتیجه:علوم انسانی را نیز خداوند باید بیان کند (یا ) انسان نمی تواند علوم انسانی را بیان کند.

اما اشکالات:

1.مقدمه ی اول کجا ثابت شده است؟ چه کسی گفته است که مصرف یا همان علت غایی علوم انسانی بیان تکالیف است؟ کسی که فلسفه می خواند چگونه از تکالیف انسانی سخن می گوید؟ یک عالم سخن شناس (ادبیات) چه طور؟فردی که حقوق می خواند چه طور؟ او هم در پی تکالیف است یا به حقوق (حق ها) ناظر است که البته اجرای آنها تکالیفی ایجاد میکند.یک جامعه شناس از هنجار های اجتماعی سخن می گوید اما آیا ناظر به حقوق یک فرد در بستر جامعه نیست؟

اما این اشکال از کجا آمده است؟ اشکال از تکلیف مداری فقه است که قبلا در مقاله ای از آن سخن گفته بودم.فقه تکلیف مدار و نگاه فقهی است که نهایتا به این گزاره می انجامد.

2.در بیان تکالیف از جانب خدا نیز سخن فراوان است.هم در اصل مفهوم و هم در طرق بیان این تکالیف از جانب خداوند که در اینجا برای رعایت اختصار از آن می گذرم و آروز می کنم که فقها به جای تکلیف مدار نمودن علوم انسانی (خاصه حقوق) فکری به حال حق گرا نمودن فقه کنند.