این بود آرمانهای ما...؟!

چندی است که طرحی به اسم " ستاره دخت ایران اسلامی" در مدارس متوسطه پیگیری میشود. دستورالعمل انتخاب ستاره دخت ایران اسلامی چندی پیش از سوی سید جمال صبح‌خیز مشاور وزیر و مدیر کل دفتر وزارتی به مدیران کل آموزش و پرورش استان‌ها ابلاغ شد. ( طرحی که در آن دختر نمونه ی سال اعلام میشود. )

دفتر امور زنان آموزش و  پرورش در راستای رشد و اعتلای جایگاه دختران دانش آموز در جامعه و الگوسازی و معرفی برترین دانش آموزان دختر دوره متوسطه در عرصه های مختلف علمی، دینی، اخلاقی، اجتماعی و خانوادگی، طرح تجلیل از برترین دانش آموزان سراسر کشور را با عنوان «ستاره دخت ایران اسلامی» برگزار میکند.

 

در شرایطی که در قرآن کریم میبینیم خداوند تبارک و تعالی به "قلم" قسم میخورد. (قلم/1) و پیامبر بزرگ اسلام (ص) نیز می فرمایند : " قلم دانشمندان برتر از خون شهداست"، آنچه موجب تعجب است این است که در امتیازاتی که در نظر گرفته شده، "تالیف کتاب" دارای 50 امتیاز و حجاب برتر(چادر) دارای 150 امتیاز است! و یا مهارتهای خانه داری نیز 100 امتیاز دارند.

واقعآ سوالی که به ذهن خطور میکند اینست که ارائه دهندگان این طرح به دنبال چه هدفی هستند؟ آیا واقعا این چنین معیارهایی با جامعه ی ما سازگاری دارد؟ آیا واقعا خواست دختران جامعه ی ما مهارت خانه داری است؟!

مواردی که برای آنها امتیازی در نظر گرفته شده چنین میباشد:

معدل 20                                                                           ۲۰۰امتیاز

حافظان قرآن کریم                                                               ۱۵۰ امتیاز

حجاب برتر(چادر)                                                                ۱۵۰ امتیاز

خانواده ایثارگر                                                                    ۱۰۰امتیاز

المپیاد کشوری                                                                  ۱۰۰امتیاز

مهارتهای خانه داری                                                            ۱۰۰ امتیاز

(مدیریت کارهای خانه،بهره وری زمان وراههای کوتاه واقتصادی پختن غذا)                     

اختراع و اکتشاف                                                                   ۱۰۰امتیاز

رضایتمندی والدین و مهارتهای خانه داری                                    ۱۰۰ امتیاز

ایثار در خانواده                                                                     ۱۰۰ امتیاز

( صبر و بردباری در مشکلات خانوادگی،معلولیت پدر و مادر و بیماری صعب العلاج)

اشتهار به حسن خلق در مدرسه                                              ۵۰-۱۰۰امتیاز

تالیف کتاب                                                                             ۵۰  امتیاز

به نظر میرسد دختران ایران بیش از خانه داری به پرورش اعتماد به نفس و توانمند شدن در زمینه اجتماعی و سیاسی نیاز دارند.

انتخاب فردی که دارای مهارتهایی در زمینه ی خانه داری - از جمله مديريت كارهاي خانه، بهره‌‌وري زمان و راه‌هاي كوتاه و اقتصادي پختن غذا – است و یا از خانواده های ایثارگر است قبیح نیست، اما به نظر میرسد که چنین نمونه ای خواست و الگوی بسیاری از دختران جامعه ی ما نیست و فرد منتخب نمیتواند نماینده ای از جامعه ی ایران باشد..

شما چه فکر میکنید؟

نفی سبیل یا توجیه عقب نشینی؟

چند وقت پیش توی کلاس مالکیت فکری، آقای انصاری نظر بچه ها رو در مورد الحاق به کنوانسیون برن_مربوط به مالکیت ادبی و هنری_ پرسیدند.یکی از دوستان که از مخالفین پیوستن ایران به کنوانسیون بودند از جمله دلایلی که مطرح کردند "قاعده ی نفی  سبیل" بود. 

حتمآ میدونید که این قاعده چیه؟ " لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا" .مفهوم آیه اینست که مومنان باید از برقراری روابطی که موجب سلطه ی کافران بر آنها میشود اجتناب کنند. این حرف خیلی ذهنم رو مشغول کرد..البته استاد تا حدی جواب این دوستمون رو دادند.ولی باز ذهنم قانع نشد..نه از جواب استاد.بلکه از اینکه ما به راحتی از این جمله استفاده میکنیم بدون اینکه واقعا در مقام استفاده از آن باشیم و بدون اینکه به شرایط فعلی خودمون  در جهان نگاهی بیندازیم و نسبت به عواقب این تفکرات ، خوب فکر کنیم. هدف من این نیست که اینجا از پیوستن یا نپیوستن به این کنوانسیون دفاع کنم اما با طرح این نکته هم به عنوان یکی از دلایل مخالفت به شدت مخالفم.

 اگر ادعا میکنیم که مومنیم و راهی برای سلطه ی کافران بر خود باز نمیکنیم باید تلاش کنیم که راه پیروزیمان را از صلح بگذرانیم!...شاید در ابتدا ربط آن به ذهنمان خطور نکند ولی باید گفت که صلح فقط نبود جنگ نیست بلکه داشتن تعامل سازنده برای پیشرفت و بقای جامعه نیز هست.اگر ما با به کار گیری این قاعده خودمون رو از بازی های جهان و قواعد آنها (به اصطلاح دکتر وحید) دور نگه داریم کم کم در صلح رو به روی خودمون میبندیم و دور میشیم از اینکه ما هم به یکی از تدوین کنندگان و ناظران این قواعد تبدیل بشیم. _البته که نه این قاعده همیشه به طور مطلق توسط ایران اجرا شده و نه هر تعاملی با غرب سازنده است_ ولی فرضم در اینجا صرف کاربرد این اصل در مخالفت با پذیرفتن قوانین و پیمانهایی است که تدوین کنندگان اصلی آن غربی ها هستند و این کنوانسیون یکی از ده ها نمونه است.

در جهان معاصر عوامل متعددی چون علم، هنر، تکنولوژی، اقتصاد، اطلاعات، افکارعمومی، سیاست، تبلیغات و ...از پارامترهای شکست و پیروزی محسوب میشوند.میبینیم که بدون آنکه کوچکترین برخورد نظامی صورت گرفته باشد ابر قدرتی چون اتحادیه جماهیر شوروی فرو مبپاشد و برعکس دو قدرت بزرگ اقتصادی و علمی چون آلمان و ژاپن ( که شکست خورده ی کامل در جنگ جهانی بودند) میان کشورها سربرمی آوردند.اگر مسلمانان تا قرون 4و5 هجری آقای دنیا بودند از جمله مرهون تفوق های علمی بر اروپای قرون وسطایمسیحی بود.وقتی یک ملتی زمین گیر و درمانده شد گویی همه ی درهای عالم به روی او بسته میشود که گشودن این درها یعنی "پیروزی" ..گشودن در و باز کردن قفلهای بزرگ در زبان عربی یعنی "فتح".

در فرهنگ قرآنی مفهوم فتح به مراتب گسترده تراز پیروزی در میدان جنگ است و چه بسا در خارج از میدان نبرد حاصل شود.در قرآن سوره ای به نام فتح آمده است که از فتح المبین یاد میکند.اما این فتح بر خلاف انتظار و تصور عموم از طریق یک صلح (صلح حدیبیه) حاصل شد.گرچه به نظر یاران پیامبر(ص) شکستی خفت بار محسوب میشد اما درهای بسته ای را به روی مسلمانان گشود که دو سال بعد موفق شدند بدون جنگ و خونریزی دروازه های مکه را بر روی خود باز کنند و نیرومندترین دشمنان خود را به زانو در اورند.سلاح پیامبر در این طرح "افکار عمومی" بود. (برای جلوگیری از اطاله ی کلام از شرح داستان خودداری میکنم)  طی مذاکراتی که بین مسلمانان و مشرکان مکه انجام شد، صلح امه ای امضا شد که بر اساس آن مسلمانان به رسمیت شناخته شدند و با رفع تحریم سیاسی و اقتصادی و مذهبی، سایر قبایل که تا آن وقت به ملاحظه ی قدرتمندان مکه، جرآت نزدیکی به مسلمانان را نداشتند، با آنان پیمان بسته و راه ورود اندیشه ی اسلام را به قلب قبایل خود گشودند..و چنین شد که پیامبر با هزینه ای اندک، زمان ارزشمندی برای توسعه ی اسلام پیدا کرد و دو سال بعد با سپاهی عظیم قدرتی را به نمایش گذارد که قریش ترجیح داد تسلیم شود و موانع آزادی اسلام را از سر راه بردارد.صلحی را که دو سال قبل پیامبر به رغم بسیاری از مسلمانان افراطی امضا کرده بود از آنجایی که گشاینده ی همه ی گره ها شد، خداوند به راستی فتح المبین نامید و سوره ای را به یادگار برای عبرت آیندگان و به خصوص روزگار فعلی ما باقی گذاشت.

سخن آخر اینکه باید تلاش کنیم به جای عقب نشینی از برقراری روابط با جهان کفار و مشرکان(!)، تبدیل به یکی از بازیگران فعال در این حیطه شویم و از جملاتی اینچنینی که در جای خود گرانقدر است ولی تبدیل به حربه ای عوام فریبانه برای توجیه سیاستهای غلط شده  استفاده نکنیم و سعی کنیم که از راهی پیروزشویم که از صلح میگذرد.

با اقتباس از مهرنامه-شماره 1- قسمت "قرآن پژوهی"-راه پیروزی از صلح میگذرد-علی بازرگان

ابهام قانونی وظایف تازه ی ناجا

قبل از اینکه مطلب رو بنویسم جا داره که به دوستان جهت اتمام امتحانات خسته نباشین بگم..هر طور بود شکر خدا تموم شد! این مطلب از خاطرات چرچیل-نخست وزیر انگلیس- است که در بدو امر بیش از خود مطلب اصلی نظرم رو جلب کرد و بنابراین همون قسمت رو مینویسم.خصوصآ برای اینکه جو، حقوقی بمونه ادامه ی اون رو فاکتور گرفتم.گرچه با گفتن آن ادامه مشخص خواهد شد..
 
در خاطرات سیاسی در ایام جنگ جهانی دوم و بمباران و موشک پراکنی بی وقفه ی لندن برای تشکیل جلسات که عمدتآ مجبور بودند برای جلوگیری از شنود آلمانی ها با پیک از محل جلسه یکدیگر را با خبر کنند،شرکت در جلسه ای حیاتی در راس ساعتی معین الزام آور شد. چرچیل میگوید: به علت اشتغال به کارهای دیگر چند دقیقه مانده به جلسه به راننده ام گفتم مرا فوری به محل جلسه برساند.راننده مسیر کوتاه اما ورود ممنوع را انتخاب کرد. وسط خیابان ناگهان افسر راهنمایی و رانندگی قبض جریمه به دست در حین بمباران پیدا شد و دستور توقف داد..راننده گفت: نخست وزیر است و به جلسه ی محرمانه ای میرود و باید در راس ساعت به جلسه برسد و به دلیل اعتبار از خیابان ورود ممنوع استفاده کردم.  افسر با خونسردی گفت هم ماشین و هم نخست وزیر و هم وظیفه ام را خوب میشناسم. چرچیل میخواهد تا افسر، جریمه را به نام او بنویسد اما افسر میگوید جریمه متعلق به راننده ی خاطی است و باید نام وی نوشته شود اما شما میتوانید شخصآ پرداخت قبض را بر عهده بگیرید. با تسلیم قبض، چرچیل دستور دور زدن را به راننده داد چراکه نمیتواند  اجازه دهد در خیابانی که ورود ممنوع است حتی پس از جریمه حرکت داشته باشد، وقتی راننده مشغول دور زدن شد چرچیل با لبخندی خاص سیگار برگش را روشن کرد و گفت: جنگ را میبریم...
راننده گفت: قربان، جریمه شدیم، زیر بمباران ماندیم به جلسه نمیرسیم، افسر راهنمایی اجازه نداد چند قدم دیگر جلو برویم که به موقع به جلسه برسیم و شما از پیروزی میگویید؟!
چرچیل پاسخ میدهد "جنگ را میبریم، چون قانون حاکم است و خیابانهای لندن به رغم بمباران سنگین دشمن با قانون اداره میشود"..

نگاهی به عملکرد افسری که نخست وزیر را قانونآ جریمه کرد و نگاه به فرمانده ی نیروی انتظامی که اس ام اس و ایمیل های مردم را شنود و با آنها برخورد خواهد کرد نشان از نوع نگاه خاصی است که باید بگوییم با تآسف محکوم به شکست است..

منبع: روزنامه ی بهار -شنبه 26 دی- شماره ی 13 جدید -  نوشته ی نعمت احمدی، وکیل پایه یک دادگستری

استاندارد

شاید در نظر اول استاندارد خیلی به کار ما حقوقی ها نیاد ولی بد نیست توجه کنیم که معنای لغوی استاندارد نظم،قاعده و قانون است.

 فکر میکنم این روزا بیلبوردهای روز جهانی استاندارد رو تو خیابونای مختلف دیده باشین.۲۲مهر بود. از اون روز خیلی گذشته ولی به نظرم هیچوقت واسه توجه کردن به استانداردها در زندگیمون دیر نباشه. راستی واقعآ چقدر ما سعی میکنیم به استاندارد ها توی پوشیدن،خوردن،خریدن و ... توجه کنیم؟ داشتم سایتای مختلف رو  راجع به استاندارد میخوندم. این گزارش به نظرم جالب اومد.

احمد راضی رئیس موسسه ی استاندارد و تحقیقات صنعتی از تدوین استانداردهایی برای حقوق بشر با مشارکت  فعال ایران خبر داد.کمیته ای متشکل از ۱۹۰ کشور در زمینه ی استاندارد حقوق بشر با عنوان "استاندارد مسئولیت اجتماعی" کار میکنند که ایران از جمله کشورهای فعال این کمیته ی تخصصی است. تا کنون برخی کشورهای غربی از مقوله ی حقوق بشر برای تحت فشار قرار دادن سایر دولتها استفاده ی ابزاری میکردند و برای مقابله با این مسئله ایران نظرات تخصصی خود را به کمیته ی فنی استاندارد جهانی مسئولیت اجتماعی داده است.تدوین استانداردهایی برای کار از جمله موارد مطرح شده در آن است.

هر ساله در ۱۴ اکتبر (۲۲مهر) مراسم ویژه ای در ۱۶۰ کشور عضو سازمان جهانی استاندارد برگزار میشود.این سازمان به طور فراگیر روی مسائل امنیتی، کیفیت مسائل زیست محیطی و استاندارد کالاها فعالیت میکنند. شعار سال جاری این سازمان مقابله با تغییرات آب و هوایی از طریق استاندارد خواهد بود.

سیستم مدیریت مسئولیت اجتماعی تلفیقی از مدیریت منابع انسانی و استاندارد های سیستم مدیریت است. در این مجموعه ی نوین دیگر مشتری پادشاه نیست بلکه این توجه به تمامی افراد ذی نفع معطوف شده. یعنی مشتری مفهوم گسترده تری دارد. کشورهای در حال توسعه در تدوین این مجموعه توجه ویژه ای هستند. ایران با داشتن سابقه ی چندین ساله در استقرار سیستم های مدیریت کیفیت و زیست محیطی و با تعداد کثیر دارندگان گواهی های این سیستم بایستی تلاش خود را در حفظ همگامی با دیگر کشور های عضو به کار بندد.

واقعآ برام جالب بود که یه همچین گزارشی رو دیدم.اینکه ایران هم مشارکت فعال(!) در این زمینه دارد خیلی قابل تقدیره. این مسئله ارتباط خیلی زیادی به حقوق داره فکر میکنم.هم به علم حقوق هم به حق ها.ولی واقعآ چقدر در این زمینه موفق بودیم یا میتونیم باشیم؟....      

شوق زیاد..

گفته بودن کاش یه کم حقوقی مینوشتم...فکر میکنم ما (بچه های دادنامه) همین ایام عید و تعطیلی و تابستون(؟!) رو میتونیم یه کم از حیطه ی مسایل (خشک) حقوقی خارج بشیم و از خاطرات و احوال دیگه صحبت کنیم.

نمیدونم شاید از عنوان نوشته تعجب کنین.. شوق ؟... برای چی؟!(من که چند روز پیش پست گذاشته بودم ..نه؟..)

گاهی ما آدما به خاطر شوق زیاد کارایی که تو فکرمونه رو یا انجام نمیدیم یا خوب انجام نمیدیم..

مثلآ خود من همین چند روز پیش یه غزل از شمس برای بهار گذاشته بودم در حالیکه فکر کرده بودم که در ادامه میخوام یه عکس بذارم و یه مطلب (که استاد وحید گفته بودن) رو بگم.. ولی از شوق زیاد که میخوام یه مطلب (بهاری)بذارم اصلآ یادم رفت که باید از دوستم بپرسم که چه جوری میشه عکس گذاشت تو وبلاگ..!

گاهی از شوق زیاد چیزی گفتن به کسی توی sms یا تلفن یه بخشی از همون حرفای مهم رو یادمون میره که بگیم..!

گاهی از شوق زیاد که داریم بعد از چند جلسه کلاس رانندگی رفتن پارک دوبلمون رو خوب انجام میدیم ..یه لحظه اشتباهی پا رو از رو کلاج بر میداریم ..و.. ماشین خاموش میشه..!(حالا شانس بیاریم که ماشینی پشتمون نباشه)

گاهی از شوق یه چیزی دیدن یا شنیدن یا گفتن حتی سر نماز جملات رو جابه جا میخونیم یا حتی وقتی سجده میکنیم یادمون میره چی باید بگیم..!

گاهی از شوق زیاد که داریم یه آهنگ رو خوب میزنیم و داره تموم میشه وقتی به آخراش میرسیم یهو یه نت رو اشتباهی میزنیم و...!

خلاصه گاهی از شوق زیاد خیلی کارا میکنیم که نباید  یا خیلی حرفا میزنیم که نباید ..

عید هم از همون موقع هاییه که شوق زیاد میاره و با خودمون میگیم ۱۳ روز وقت دارم ...چه کارا که نمیکنم..بعد از شوق زیاد میبینیم که ۱۳به در شده و باید بریم با شوق زیاد تو طبیعت..!   بعدش هم با شوق زیاد(!)به دانشگاه..

امیدوارم هممون شوق زیاد داشته باشیم ولی یادمون نره چی کار میخواستیم بکنیم و چه جوری باید انجامش بدیم. 

 شوق زیاد هشتادوهشتیه خوبی داشته باشین.

 

سال نو

سلام..

 خوب بالاخره اینور سال تموم شد!

        خدا قوت.. (واقعا خسته شدیم...؟!)

 

یه غزل از دیوان شمس برای بهار..امیدوارم لذت ببرید.

 آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم    

تا بخت در رو خفته را  چون بخت سرو استان کنیم

                              ای برگ  قوت یافتی  تا  شاخ  را  بشکافتی 

                              چون رستی از زندان؟بگو تا ما درین حبس آن کنیم

 ای غنچه گلگون آمدی وز خویش بیرون آمدی     

با ما بگو چون آمدی؟ تا ما ز خود  خیزان  کنیم

                               آن رنگ عبهر از کجا؟ وان بوی عنبر از کجا؟  

                                وین خانه را در از کجا ؟ تا خدمت  دربان کنیم

 ای  بلبل  آمد داد  تو   من  بنده ی  فریاد  تو        

تو شاد گل  ما شاد تو کی شکر این احسان کنیم؟          

                                بشنو ز گلشن رازها  بی حرف و بی آوازها        

                                برساخت  بلبل  سازها   گر فهم آن دستان کنیم

 آواز قمری تا قمر بر رفت و طوطی بر شکر        

می آورد الحان تر  جان  مست آن الحان  کنیم

پبشاپبش عیدتون مبارک ..روز جمعه ساعت ۱۵:۱۳در حال "یا مقلب ال.." دعا برای سالی پر برکت و صلح و صفا یادتون نره.

 

انواع جرایم

در حقوق جزایی ایران اصولآ جرایم بر پایه ی نوع مجازات تقسیم شده اند:

جرایم موجب قصاص ,حد , دیه و تعزیر

( و چون در این بحث فقط خود جرم مد نظر بوده فعلآ به توضیح این مجازات ها نمیپردازم )

جرم از آن حیث که صرف ارتکاب عمل جرم تلقی میشود یا حصول نتیجه ی مجرمانه , به جرم مقید(مادی) و مطلق (رسمی) تقسیم میشود.

در جرم مادی تحقق جرم منوط به حصول نتیجه ی مجرمانه است مانند سرقت یا قتل. ولی در جرم رسمی خود انجام دادن کار مجرمانه با صرف نظر از نتیجه ی آن از دیدگاه مقنن جرم تلقی میشود مانند جعل اسکناس.

در صورتی که تمام عملیات اجرایی جرم به وقوع بپیوندد آن را جرم تام میگویند.

در برابر جرم تام جرم محال و جرم عقیم قرار دارد.

جرم محال جرمی است که به واسطه ی شرایط موجود تحقق آن ممکن نیست مانند مسموم کردن با مواد غیر سمی. جرم عقیم جرمی است که در آن مقصود بزهکار از ارتکاب جرم حاصل نشود مانند اقدام به قتل نافرجام.

(در برخی کشور ها مثل فرانسه مرتکبان جرایم محال و عقیم را به سبب خطرناک بودنشان مستحق مجازات میدانند ولی در ایران اصولآ این کارها جرم نیستند مگر آنکه خود عمل انجام شده مصداق جرم مستقلی باشد.)

تقسیم بندی دیگر بر اساس عنصر مادی, جرایم مشهود و غیر مشهود است. مشاهده ی جرم, در حال ارتکاب یا کشف آثار و علایم جرم نزد متهم یا اطمینان به تعلق اسباب جرم به متهم از ویژگی های جرم مشهود است. در جرم غیر مشهود هنگام کشف جرم زمان زیادی از ارتکاب آن گذشته است. و احراز آن بسیار مشکل میباشد.

در تقسیم دیگری جرایم به جرایم بسیط ,عادت,مرکب و مرتبط تقسیم

شده اند:

جرم بسیط با انجام یافتن یک عمل حاصل میشود که خود به دو نوع ساده(آنی) و مداوم(مستمر)تقسیم میشود.

جرم عادت از افعال متعدد مشابه حاصل میشود مثل تکدی

جرم مرکب از افعال متنوع و غیر مشابه تشکیل میشود مثل کلاهبرداری

جرم مرتبط جرمی است که در آن جرایم ارتکابی به لحاظ مادی مشخص اند ولی ارتکاب رابطه ی منطقی و درونی بین آنها وجود دارد به طوری که به

منزله ی جرمی واحد تلقی میشوند مانند تخریب و غارت.

جرایم به خصوصی و عمومی نیز تقسیم میشوند. در جرم خصوصی ضرر و زیان به شخص یا اشخاص یا گروه معینی وارد میشود. در جرم عمومی جرم مخل نظم عمومی و حقوق عموم مردم جامعه است و اقامه ی دعوا بر عهده ی مدعی العموم میباشد.

جرایم از حیث ماهیت و طبیعت جرم به عمومی,سیاسی و  نظامی تقسیم شده اند:

جرم عمومی جرمی است که مردم قادر به انجام آن باشند و با کار خود اذهان عمومی را نیز مشوش سازند مثل قتل.

جرم سیاسی جرمی است که بر ضد تشکیلات و عملکرد دولت صورت گیرد.

جرم نظامی جرمی است که بخشی از آن مفهومی مثل جرم عمومی دارد و فقط شدت عمل بیشتر و رسیدگی سریعتری دارد و بخشی از آن هم مختص نظامیان است مانند فرار از خدمت سربازی که دادگاهها ی نظامی عهده دار رسیدگی به این جرایم هستند.

 

..بر گرفته از سایت دانشنامه ی تخصصی حقوق.. 

ببخشید اگر مطالب نا کافی بود 

 متوجه شدیم که  این پست مورد توجه عزیزی از کشور سوئد قرار گرفته است.از ایشان خواهش میکنیم دلایل توجه خود را برای ما بنویسند.علی الخصوص اگر ایرانی هستند.