یک حقوقدان- آقای حسام الدین ایپکچی -در سایت شخصی خود هم نویسی با عنوان حق اعتراض و اعتراض قانونی به راه انداخته.این نوشته در اجابت به ان خواسته است.باقی دوستان هم می توانند در آن شرکت کنند.

بشر از آغاز حیات خویش میل به اعتراض داشته است.گریه های آغازین و اعتراض آمیز به جدایی،به تصمیمی که بدون مشورت او گرفته شده،به دنیایی که نمی شناسدش و به خودش.نا خود آگاه عادت می کند به چیز هایی که برایش می سازند و ساخته اند.کم کم می فهمد در دو سال اول زندگی برای هر آنچه خوشش نمی آید باید گریه کند تا حرفش را باور کنند.گریه کند برای رهایی از هر آن چه دوست ندارد.از درد،گرسنگی،جدایی از مادر و ...و رسیدن به هر آچه دوست دارد.

آرام آرام به راه می افتد.اگر همان گریه های اولیه نبود،در ابتدای راه می ماند.از درد،گرسنگی یا از جدایی می مرد.این راه رفتنها ثمره ی گریه کردنهاست.حرف می زند.غذا می خورد.دیگر برای سیر شدنش نمی جنگد.اندکی فراتر می رود.بر روی سفره از میان غذاها انتخاب می کند.برای اولین بار می فهمد حس عجیبش را.انتخاب می کند.حق انتخاب دارد.اگر نگذارند انتخابش را بخورد-به هردلیل- شروع می کند به گریه کردن.

کم کم به دوران بلوغ می رسد.بالغ می شود.بدون کمک مادر لباس می پوشد.مستقل می شود.طعم استقلال را می چشد.به جامعه پا می گذارد.چیز هایی با فرت او سازگار نبوده است و حالا از او گرفته اند.به یاد می آورد.روزهایی که برای گرفتن ها گریست.اعتراض کرد.جنگید.قبل از آنکه طعم غذا و انتخاب و استقلال را بچشد.حق رسیدن به آنها را چشیده بود.حقی که از روز اول برای او بود.اگر آن را از دست می دادبه هیچ چیز نمی رسید.به همه می فهماند؛به فطرتشان رجوع کنند.معترض می شود.به همانان خود اگر فراموش کرده اند اعتراض کنند.حقشان را فراموش کرده اند.کم کم از خواب بیدار می شود.گرسنه است.برای رهایی از گرسنگی و از هر آنچه دوست ندارد گریه می کند.