تبليغاتX
دادنامه

91/01/10

  • دست کم همه ما با معنای لغوی واژه ی دموکراسی _حاکمیت مردم_آشنا هستیم.گرایش گسترده ی اندیشمندان سیاسی و حقوقی به آرمان دموکراسی به این معنا نمی باشد که همه آن ها در باب ماهیت حکومت دموکراتیک و معنای دقیق حاکمیت مردم اتفاق نظر داشته باشند. عمده ی اختلاف نظرها بر حول این محور می چرخد که آن چه فرایند اتخاذ تصمیم جمعی را دموکراتیک می سازد چیست؟در این خصوص دو رویکرد مطرح می باشد.رویکرد نخست دمکراسی رویه ای همگرا می باشد که در آن عقیده بر این است که حکومت دموکراتیک ،حکومتی است که در آن روند اتخاذ تصمیم به منفعت همگانی بینجامد. رویکرد دیگر دموکراسی رویه ای منصفانه می باشد که اندیشه اصلی آن بر برابری سیاسی استوار می باشد. در ابتدا باید متذکر دو نکته شوم؛یکم:اتخاذ رویکرد دموکراتیک در نگاه به سیاست.دوم:برگزیدن روایت برابری خواهانه در دموکراسی رویه ای منصفانه به عنوان بستری برای توضیح معنای حقوق (جمع حق) برای نیل به درک نقشی که این حقوق در گسترش نگرش دموکراتیک به حکومت در اخلاق سیاسی ما ایفا می کنند.در ضمن بر این نکته هم تاکید می کنم که در این متن کوتاه در پی بیان تاریخ تئوری حق و بیان عقاید همه نظریه پردازان این حوزه نمی باشم این بحث را در متنی دیگر دنبال خواهم کرد.
  •  
  • همان گونه که هارت و فینیس بیان کرده اند ایده حقوق در نظریه اخلاقی و سیاسی دوره باستان مطرح نبوده است و در واقع به بیان مارتین گلدینگ "مفهوم حق تا اواخر قرون وسطی به سطح خودآگاه راه نیافته بود".در قرن هفدهم است که توماس هابز و جان لاک (نمایندگان برجسته سنت حقوق طبیعی در فلسفه سیاسی)به طور جدی به بحث در باب اهمیت این حقوق پرداختند. این دو اندیشمند هر چند از نظرگاهی متفاوت مخاطبان خود را به تامل در وضعیتی که حکومتی وجود ندارد (وضع طبیعی ) دعوت می کنند و سپس این طور استدلال می کنند که مردم در این وضع واجد حقوقی هستند که مستقل از نظام سیاسی و حقوقی خاص می باشد. بنابراین این ایده از سنت حقوق طبیعی برخاسته بود سنتی که هابز و لاک برای داوری در باب نهادهای سیاسی زمان خود به عنوان معیاری مستقل به ان متوسل شدند.
  • آن چه سبب اهمیت گفتمان حقوق در بحث های حقوقی ،سیاسی و اخلاقی معاصر شده است ،قابلیت گسترده این زبان نسبتا جدید در نقد و تحلیل نهادها و اعمال حقوقی و سیاسی می باشد. در باب معنای حق ها به عنوان امتیازی برای دارنده آن دو نظرگاه متفاوت مطرح می باشد ؛نخست بررسی معنای حق از منظر صاحب حق ،که دو دیدگاه رقیب در این باره مطرح است .یکم:نظریه انتخاب در باب حق،که در آن همان گونه که هارت بیان می کند حقوق امتیازی برای دارنده آن می باشد به این معنا که "از حق انتخاب قانونا محترمانه برخوردار است".به دیگر سخن حقوق امتیازی برای دارنده آن می باشد چرا که از حوزه ی انتخابش حمایت می کنند.نکته ای اصلی در این دیدگاه ان است که دارنده حق می تواند از وظیفه ای که دیگران در قبال احترام و رعایت به حقوق او دارند چشم پوشی کند یا آن ها را به رعایت آن مقید سازد .یکی از اشکالات وارد بر این نظریه این می باشد که حقوقی را می توان در نظر گرفت که به این معنا دیگران ملزم به رعایت آنها نباشند.دوم نظریه منفعت ؛که در ان بیان می شود مسئله اصلی این می باشد که چه چیز به سود صاحب حق خواهد بود . اما طرفداران نظریه انتخاب خاطر نشان می کنند که ممکن است اعمال برخی حقوق لزوما به نفع دارنده ان نباشد.به دلیل همین ایرادات و ایرادات مهم دیگری که بر این دو دیدگاه وارد شده است ،اندیشمندانی چون نوزیک،دورکین ،والدرون و ...معتقدند هر دو دیدگاه از چشم اندازی نادرست معنای حق را مورد بررسی قرار داده اند ،مسئله ان است که معنای حق را باید از دیدگاه کسانی که حق علیه آن ها اقامه می شود به بحث گذاشت.برای نمونه والدرون خود با این که نظریه منفعت را بر می گزیند اما بیان می کند معنای این حق هم از منظر صاحب حق هم از منظر صاحب تکلیف قابل بررسی می باشد.این چشم انداز به نحو پر قدرتی توسط رونالد دورکین در کتاب "جدی گرفتن حق ها" این گونه بیان شده:
  • حقوق فردی برگ های برنده سیاسی در دست افرادند.زمانی افراد از حقوقی برخوردارند ،که بنابر دلیلی ،هدف جمعی برای محروم کردن آن ها از ان چه در مقام افراد، می خواهند داشته باشند یا انجام دهند موجود نباشد،یا برای تحمیل زیان یا خسارتی بر ان ها توجیه کافی وجود نداشته باشد.البته این توصیف از حق صوری است ،به این معنا که نشان نمیدهد مردم چه حقوقی دارند یا تضمین نمی کند که در واقع آن ها اصلا حقی دارند یا نه.اما فرض نمی شود که حقوق خصیصه مابعدالطبیعی خاصی دارند.
  • همان طور که ملاحضه می شود همین چشم انداز است که کارکرد حقوق در سیاست را توضیح می دهد .در یک حکومت دموکراتیک (در روایت برابری خواهانه از دموکراسی )که متعهد به برابری سیاسی می باشد ،نقشی که این حقوق ایفا می کند نقشی کلیدی است ،چرا که اتخاذ هر تصمیم سیاسی از سوی حکومت که منجر به نابرابری می شود نیازمند توجیهی ویژه از سوی حکومت خواهد بود توجیهی که نمی تواند صرفا بر ملاحضات مربوط به خیر همگان متکی باشد.
  • در پایان باید بگویم توانایی این زبان برای فراهم نمودن معیاری مستقل در باب نقد و تحلیل نهاهد ها و اعمال سیاسی و حقوقی را نمی توان نادیده گرفت و اکنون یکی از چالش های منتقدان این گفتمان برابر نهادن روشی جایگزین می باشد. 

منابع:جیکوبز.درآمدی بر فلسفه سیاسی نوین

راسخ.حق و مصلحت

دورکین .جدی گرفتن حق ها

نوشته شده توسط محمدی بیاتی در 8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

90/09/24

پرچم فلسطین بر فراز پاریس

امروز پرچم فلسطینی ها برای اولین بار در مقر سازمان  آموزشی ،علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)در پاریس برافراشته شد این کاربه دنبال تصمیم این آژانس سازمان ملل متحد مبنی بر پذیرش فلسطین به عنوان یک عضو کامل انجام شد.

مقامات ارشد یونسکو و محمود عباس ، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در این مراسم ، که به پیروی از تصمیم کنفرانس عمومی آژانس در تاریخ 31 اکتبر مبنی بر پذیرش فلسطین به عنوان195 مین کشور عضو یونسکو  برگزار شد؛ حضور داشتند.

این عضویت از تاریخ 23 نوامبر پس ازامضاء و پذیرش اساسنامه ی آژانس توسط فلسطین در لندن موثر شده است . در نتیجه یونسکو  اولین آژانس  سازمان ملل  است که فلسطین را به عنوان یک عضو کامل شناسایی می کند.

 مدیر کل یونسکو ایرینا بکوا(Irina Bokova) ضمن استقبال از  پیوستن فلسطین به آژانس ،خاطر نشان کرد: عضویت  این کشور "فراتر از بالا بردن پرچم" است و شامل حقوق اساسی و مسئولیت ها ، و همچنین به اشتراک گذاری  ارزش های جهانی همچون تحمل و مدارا و احترام به دیگران است.

وی گفت: عضویت در آژانس به یک کشور این فرصت را می دهدکه به جهانی که آن را بیشترگرامی می دارد بپیوندند -- فرهنگ کشورها ، طنین رویاهایشان برای درک متقابل را  واقعیت می بخشد.

"مردم فلسطین می بایست مانند همه مردم جهان قادر به حفظ فرهنگ و میراث خود باشند. آنها باید از آموزش با کیفیت ، آموزش و پرورشی برای صلح بهره مند شوند. سیستم آموزشی قوی  احترام به حقوق بشر را می آموزد.یک فرهنگ پر جنب و جوش احترام به فرهنگ دیگران را آموزش می دهد . درجهانی که همه ی اعضای آن با هم در ارتباطنند ، جوامع سالم از طریق ارتباط با دیگران شکوفا می شوند.

 خانم بکوا تأکید کرد: در هیچ زمانی چندجانبه گرایی مانند امروز پراهمیت نشده بود. این یک فرصت مناسب  برای همه جهانیان است که به هم بپیوندند و ارزش های مشترک و بلند همتی شان در زمینه ی صلح را به اشتراک گذارند. "

محمود عباس در سخنرانی خود در میان هیئت های نمایندگی، افراد دست اندر کار این مراسم و مهمانان ، گفت عضویت در یونسکو  : "یک ریشه ی فوق العاده ی غرور برای ما است ... .نویسندگان ، هنرمندان و پژوهشگران فلسطینی نقش حیاتی در تلاش برای حفظ فرهنگ و هویت مردم ما بازی می  کنند. یونسکو نیز نقش اساسی را در ین زمینه داراست و یک شریک وفادار بوده است ". مراسم امروز همچنین با شرکت کاتالینا بوگیای(Katalin Bogyay) ، رئیس کنفرانس عمومی یونسکو ، و الیساندرا کامینز(Alissandra Cummins) ، رئیس هیئت اجرایی این آژانس برگزار شد.

نوشته شده توسط زهرا اژئر در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

90/09/21

زنان صلح

کمیته نوبل به صورت رسمی جایزه صلح خود را به سه زن  به نام های لیما گبوو ( Leymah Gbowee) ، توکل کارمان (Tawakku Karman) و  الن جانسون سیرلیف( Ellen Johnson-Sirleaf) اهدا کرد.

Yemen's Arab Spring activist Tawakkul Karman, Liberian President Ellen Johnson Sirleaf and Liberian 'peace warrior' Leymah Gbowee, winners of the 2011 Nobel Peace Prize. MANDEL NGAN/AFP/Getty Images
Yemen's Arab Spring activist Tawakkul Karman, Liberian President Ellen Johnson Sirleaf and Liberian 'peace warrior' Leymah Gbowee, winners of the 2011 Nobel Peace Prize. MANDEL NGAN/AFP/Getty Images

 اینکه این جایزه به سه زن تعلق می گیرد مهم است ، اما نشان دهنده ی مهم ترین نمادی که اعلام امروز  به دنبال آن است نمی باشد. مطمئنا ، تعدادی زنانی که در تاریخ به این جایزه (دوازده  نفرتا به امروز) مفتخر شده اند در مقایسه با تعداد مردان (هشتاد و پنج) ، محدود تر است واین تفاوت باید مورد توجه قرار بگیرد..

 اما تمرکز بر نام برندگان این جایزه، که همگی زن هستند،  ما را  از این نکته غافل می کند:جایزه ای که این زنان امروز به آن مفتخرند  ،تنها به خاطر زن بودن آنها نیست. آنها  امروز برای کارهایشان که پیشرفت قابل توجهی در صلح آمیز تر شدن جهان ایجادکرده است قدردانی می شوند.  ایجاد صلح به عنوان یک زن در حالی است که هر دو در معرض خطری منحصر به فرد هستند راه حلی منحصر به فرد ارائه می دهند و کار آنها باعث می شود جهان به مکانی بهتر برای همه تبدیل شود.

با نگاهی به زندگی لیما گبووی متوجه می شویم ، که وی یک جنبش عظیم مردمی از زنان را که شامل زنان بازاری، مسلمان ، مسیحی و ... بودند سازمان دهی کرد.جنبشی که اعتراضاتی بر علیه قدرت وحشیانه دیکتاتور چارلز تیلور و گروه های شورشی که به همان اندازه بی رحم بودند راه انداخت و آنها را به مذاکرات صلح فراخواند. اگرچه سازمان ملل متحد به طور رسمی گبووی و گروه زنان صلح لیبریا را در مذاکرات صلحی که در غنا برگزار شد مشارکت نداد ،اما او و سربازانش خارج  از محل مذاکره اردوگاهی راه اندازی کرده و جنگ سالاران را تا زمانی که مذاکره صلح آنها پایان یابد دراین میان حبس کردند. عمل آنها در نافرمانی مدنی به جهانیان نشان داد که خواسته های عوامل جنگ پایین تراز صدای مردم برای صلح اولویت بندی شده است.

داستان زندگی گبووی ،از حرکت او به سمت بحث از سیاست های جهانی تا  دریافت جایزه ی نوبل، در فیلمی مستند شده است ،.. فعالیت های او زمینه را برای انتخاب  الن جانسون سیرلیف، به عنوان رئیس جمهور لیبریا ، یکی دیگر از برندگان امروز این جایزه بنا نهاد که طلوع  فاز جدیدی از ثبات و توسعه به شدت مورد نیاز این کشور است.

داستان کارمان از یمن نیز جذاب به نظر می رسد. زنی که قدرتی فراتراز قدرت تکنولوژی و رسانه های اجتماعی برای شروع یک انقلاب ، در مرکز یک کشور و منطقه ای که اغلب مانع ورود زنان است ، دارد. زن و مرد به طور یکسان بیعت  خود را به او اعلام کرده و وی را مادر یمن دراعتراضات ماسلمت آمیزبرای انقلاب می خوانند. هنگامی که مادر جوان سه بار مورد حمله قرار می گیرید، توسط رژیم حاکم زندانی می شود  و او را تهدید به مرگ می کنند ، هزاران نفر از حامیان را در اطراف خود بسیج  می بیند، که خواستار آزادی و حفاظت از او هستند.

 همانند سه چهره منتخب کمیته نوبل ، حلقه ی بی حد و حصر زنان در سراسر جهان برای صلح و عدالت در حال سازماندهی است. زنان در خیابان های هاوانا به تقاضای پاسخگویی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی اعتراض می کنند.آنها در خطوط مقدم میدان التحریر دیده می شوند.این زنان هستند که  جنگ سالاران را درایرلند و نپال به صلح فرا می خوانند  و آنها برای فعالیت و رهبری سیاسی در افغانستان و بحرینهدف قرار می گیرند.

مانند کارمان ، آنها با خطرات منحصر به فردی به عنوان زنان صلح ساز رو به رو هستند. در روسیه ، یک فعال حقوق بشر ناتالیا استمیروا (Natalia Estemirova) توسط مردان مسلح به خاطر فعالیت های خقوق بشری اش ربوده شد و از آنجایی که مانند کارمان خوش شانس نبود  زندگیش توسط همین مردان به پایان می رسد. گزارش  اخیردیده بان حقوق بشر در مورد جزئیات خشونت جنسی در کلمبیا ،که به تازگی منشر شده، نشان دهنده ی نقض فاحش حقوق بشر در مورد زنان در دوره ی درگیری های کلمبیا ست که همچنان بدون پاسخ باقی منده است. تجاوز جمعی به زنان در جمهوری دموکراتیک کنگو همچنان ادامه دارد. درست یک هفته ی قبل 38 نفر از زنان و دختران معترض دربحرین دستگیر شده اند.

مدتی طولانی ، زنان  به عنوان یک سرمایه ی اصلی در تلاش های جهانی برای دستیابی به صلح نادیده گرفته شدند. امروزه زنان تنها به عنوان 6 ٪ از مذاکره کنندگان مذاکرات صلح رسمی ، با وجود ارزش بی چون و چرای آنها در روند صلح سازی در  همه ی جوامع ،  درسطح ملی و بین المللی دعوت می شوند. از سال 1992 ،در ازای هر 13 مرد شرکت کننده در مذاکرات صلح تنها یک زن حضور داشته است. هرگز  هیچ زنی به عنوان رئیس میانجیگری حامیان مذاکرات صلح سازمان ملل متحد منصوب نشده است. عدم حضور زنان در جدول صلح منجر به  آن شده است که بی کیفری جنایات تبدیل به جایزه ی مذاکرات صلح شده تا زنان همچنان برای عدالتی که استحقاقش را دارند ،گریه کنند.

بنابراین  انتخاب امروز کمیته نوبل نه تنها توجیه پذیر است، بلکه زمان مناسب این کار درست همین امروز بوده است.

اواخر این ماه ما سالگرد پیشگامان قوانین بین المللی را جشن می گیریم . که آن اولین نگرانی های امنیت جهانی بود که به طور مستقیم با زنان مرتبط می شد، یعنی قطعنامه 1325 شورای امنیت سازمان ملل متحد . این قطعنامه آسیب پذیری های منحصر به فرد زنان در جنگ را به رسمیت می شناسد ، اما به همان اندازه خواستار مشارکت کامل آنها در ساختار صلح و پیشگیری از جنگ است. در سال گذشته ،هیلاری کلینتون ، وزیر امور خارجه آمریکا در حالی که در صحن شورای امنیت ،بالاترین رکن امنیت در جهان ،ایستاده بود ؛ اعلام کرد که ایالات متحده پیش نویس طرحی را برای گنجاندن عناصر قطعنامه 1325 در سیاست ها و برنامه ها ملی خود تهیه کرده است.

 امروز با علام اسامی برندگان جایزه صلح نوبل ، وعده طرح اقدام ملی برای زنان و تامین صلح و امنیت جهان از طرف بزرگترین قدرت نظامی ، ما در نقطه عطفی هستیم که از خود می پرسد: چگونه درباره زنان فکر می کنیم؟، صلح را چگونه تعریف می کنیم ؟و چگونه عمل کنیم که فرمانروای امنیت و کامیابی باشیم؟

و این نقطه عطفی است ، نه فقط برای زنان ، بلکه برای همه ی جهانیان.

نوشته شده توسط زهرا اژئر در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •